کانون آینده نگری ایران, از سراسر کشور عضو مکاتبه ای می پذیرد. 09161184939 |
گفتگوی سایت «فراسو» با رامین ناصح
* فعالیت کانون در 6 محور اصلی یعنی: «بازگشت به معنویت»، «بازشناسی هویت انسانی»، «نهادینه کردن تفکر آزاداندیشی و عدالتجویی»، «احیای حس تعهد اجتماعی»، «پاسداری از محیط زیست» و «تعمیق گفتمان حقوق بشر در جامعه» سامان پذیرفته است.
* NGOها نباید همدیگر را بچشم رقیب ببینند. چون مشکلات اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، زیست محیطی و... بحدی است که جا برای فعالیت همه NGOها هست.
فراسو، بهاره معظمی: جناب ناصح؛ مطالعه وبسایت و نشریات منتشر شده از طرف سازمان غیردولتی شما –کانون آینده نگری ایران- انگیزه ساز ترتیب دادن این گفتگو شد. لطفا بعنوان حسن مطلع مختصری درباره این سازمان و اهداف و زمینه های فعالیت آن بفرمایید.
ناصح: فکر میکنم پس از دو سال و نیم که از آغاز فعالیتهای کانون میگذرد، و بیش از ده سال فعالیت آینده نگرها پیش از تاسیس کانون، و اطلاع رسانی نسبتا خوبی که صورت گرفته، خصوصا با حمایت خبری سایتهای اینترنتی و برخی روزنامه ها، کمتر کسی در جامعه روشنفکری ایران باشد که آشنایی کلی با این کانون و اهداف و برنامه های آن نداشته باشد. بهرحال بطور خلاصه میشود گفت کانون آینده نگری در شهریور 83 بنابر یک «ضرورت تاریخی» و «باید اجتماعی» که احساس میشد، یعنی ضرورت گذار از شرایط اسفبار فرهنگی و اجتماعی جامعه و حرکت به سوی جامعه ای سالم، پویا و پر از مهر و مدنیت تاسیس شد و فعالیت خود را در 6 محور اصلی یعنی: «بازگشت به معنویت»، «بازشناسی هویت انسانی»، «نهادینه کردن تفکر آزاداندیشی و عدالتجویی»، «احیای حس تعهد اجتماعی»، «پاسداری از محیط زیست» و «تعمیق گفتمان حقوق بشر در جامعه» شروع کرد و تا این لحظه که خدمت شما هستم، برگزاری بیش از 300 جلسه و گردهمایی در طول دو سال و انتشار نشریات، کتابها، بروشورها، پوسترها، سی دی ها، آثار هنری و اداره چندین سایت و وبلاگ و برگزاری چندین نمایشگاه، اردوی فرهنگی – تفریحی و... همچنین تاسیس یک کتابخانه مجهز برای استفاده عموم مردم چکیده ای از فعالیتهای کانون است که تا امروز انجام شده.
فراسو: کانون آینده نگری ایران در این مدت کوتاه توانسته عملکرد شایان توجهی داشته باشد و بعنوان یک NGO جوانان حتی با NGOهای بین المللی همسری کند. رمز موفقیت این سازمان را خود شما در چه می بینید؟
ناصح: من همیشه این بیت را زیر لب زمزمه میکنم که «شود آسان ز عشق کاری چند ... که بود نزد عقل بس دشوار!» عشق و علاقه به هر کاری رمز موفقیت در آن کار است. همه اعضای کانون آینده نگری قلبشان لبریز است از عشق به انسانها و همه مخلوقات. به قول سعدی «عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست» این حس عرفانی که در تک تک همکاران کانون وجود دارد و پدیده آورنده حس آرمانخواهی و انسان گرایی است، مهمترین عامل توفیق و پیشرفت روزافزون کانون بوده. ما سعی داشته ایم هر فردی که وارد کانون میشود، به او کمک شود که حس نوعدوستی، معنویت، اخلاق و تعهد اجتماعی در او زنده شود، انگیزه و انرژی لازم برای کسب موفقیتهای فردی و جمعی را بدست بیاورد، فضایی وجود داشته باشد که همه اعضا جایی برای رشد و پیشرفت استعدادها و خلاقیتهایشان وجود داشته باشذ، به خودشکوفایی برسند و از توانمندیهای همه اعضا برای پیگیری اهداف کانون بهره گرفته شود.
نکته دومی که باید عرض کنم، تکیه به علم مدیریت است. مهمترین عامل پیشرفت یک سازمان، توجه به علم مدیریت سازمانهاست. بنده همه به اقتضای رشته تحصیلیم (مدیریت دولتی) و هم بخاطر رشد و پیشرفت کانون، سعی دارم تمام کتابهایی که در زمینه مدیریت سازمانها ارائه شده، تهیه کنم و به دبیران کمیسیونهای کانون هم همواره توصیه کرده ام که توانایی مدیریت خود را افزایش دهند و مرتبا کتابهایی را در این زمینه خریداری و به آنها هدیه میدهم. بهرصورت اگر مدیریت صحیح وجود داشته باشد، میتوان از حداقل امکانات حداکثر استفاده را کرد و من این استعداد را در اعضای شورای مرکزی و دبیران کمسیونهای کانون سراغ دارم.
مسئله سوم، همکاری و حمایت بیدریغ خانواده های اعضای کانون بوده. به دلیل اینکه اکثریت اعضای کانون جوان و دانشجو و بهرحال غیر شاغل هستند. اگر حمایت مالی خانواده ها نبود، حصول نتایج درخشانی که تا این زمان داشته ایم، چندین سال به تعویق می افتاد. جا دارد از خانواده های تک تک اعضای کانون تشکر کنم و دست آنها را می بوسم.
فراسو: خودتان اگر یک روز نخواهید در کانون کار کنید –مثلا به دلیل مشغله های زندگی- چکار خواهید کرد؟
ناصح: کانون خوشبختانه الان به مرحله ای رسیده که اعضای لایق و توانمندی در آن جمع شده اند و مطمئنم اکر روزی هم برسد که در کانون نباشم (که البته خیلی بعید و دور از ذهن است) و یا اینکه کمتر به کانون برسم، بقیه دوستان آنرا پیش خواهند برد. بهرحال اگر بخواهم کار دیگری انتخاب کنم، یک نوع کار فرهنگی مثل تاسیس رادیو یا یک روزنامه کثیر الانتشار، یا یک کار فرهنگی-تجاری مثل فروشگاه CD یا کتاب را ترجیح میدهم. امیدم بر اینست که بتوانم این کارها را در کنار فعالیتهای عام المنفعه کانون داشته باشم.
فراسو: وضعیت رقابت بین NGOهای خوزستان چگونه است؟
ناصح: قبلا هم گفته بودم که NGOها نباید همدیگر را بچشم رقیب ببینند. چون مشکلات اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، زیست محیطی و... بحدی است که جا برای فعالیت همه NGOها هست. در حقیقت NGOها مکمل همدیگرند، نه رقیب هم. در خوزستان متاسفانه NGOهای توانمند کمتر حضور دارند و خیلی از آنها بدلیل عدم حمایت از آنها نتوانسته اند بکار خود ادامه دهند. ولی همینهایی هم که هستند، تعامل بسیار خوبی با هم دارند و ما هم با بسیاری از NGOهای فعال، تعامل و همکاری داریم.
فراسو: حمایت مطبوعات از بعد خبررسانی فعالیتهای NGOها به چه صورت است؟
ناصح: ما از مطبوعات محلی خوزستان بخاطر کم توجهی و عدم پوشش فعالیت NGOها گله مندیم. ولی پوشش خبری از سوی روزنامه ها و خبرگزاریهای معتبر مثل ایسنا، ایران، کارون، مردمسالاری، همسایه ها و... بسیار خوب بوده. بنظرم باید هماهنگی و همکاری بیشتری بین NGOها و مطبوعات صورت بگیرد. ضمنا خود ما در حال تاسیس یک سایت خبرگزاری هستیم به نام «آژانس خبری آینده نگر» که پوشش خبری فعالیتهای NGOها از اهداف اصلی آنست. بدین وسیله شاید بشود بخشی از این خلاء را پر کرد.
فراسو: و سخن آخر؟
ناصح: بنظر من فعالیت اجتماعی در هر شکل آن میتواند به تکامل شخصیت انسان کمک کند و NGOها میتوانند بستری فراهم کنند که استعدادها و خلاقیتهای افراد شکوفا شود و بتوان از افکار و ایده های نسل جوان استفاده کرد و در راستای مقابله با معضلات اجتماعی از آن بهره برد. و با تقویت نهادهای مدنی میتوان امید داشت که وضعیت اسفبار جامعه ایران و جامعه بشری در ابعاد مختلف رو به بهبود برود. از شما تشکر میکنم.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|