کانون آینده نگری ایران, از سراسر کشور عضو مکاتبه ای می پذیرد. 09161184939 |
یادداشتی درباره مناظره رامین ناصح و جهانگیر محمودی در هفته نامه همدلی
چندی پیش مطلبی در روزنامه همدلی چاپ شده بود تحت عنوان «تقابل نا سیونا لیسم و جهان گرایی عرفانی » که مصاحبه ای بود بین آقای رامین ناصح «دبیر کل کانون آینده نگری» و آقای جهانگیر محمودی «محقق و پژوهشگر نهادهای مدنی». که در آن آقای محمودی با پیش کشیدن یک سری از موضوعات گسترده سعی بر آن داشتند که جهان گرایی عرفانی را به زیر سئوال ببرند.
و از آن طرف هم آقای ناصح که مسؤلیت یک (N.G.O )را هم یدک می کشند با شعار اینکه : « نحوه اندیشیدن ماست،که سرنوشت ما را می سازد.» سعی بر این داشته اند که از انسان گرایی معنوی در قبال ناسیونا لیسم دفاع کنند.
در این مقاله سعی شده است موضوعات مورد بحث بین این دو محقق را کمی بازتر کرده تا شاید تفهیمش کمی آسانتر گردد. و اگر در این میان نظری را رد و یا قبول می کنیم . دلیل بر خصومت و یا جانبداری از شخص خاصی نیست و تنها به عنوان یک نوع نگرش دیگر است.
درابتدا آقای محمودی با پیش کشیدن یک سری از اهداف (N.G.Oها ) و مقایسه کردن آنها با وضع موجود در کانون آینده نگری و گفتن اینکه کانون آینده نگری به یک کلوپ دوستانه تبدیل شده است. سعی کرده اند که فعالیتهای کانون را زیر سئوال ببرند.
اما در جواب ایشان آقای ناصح گفته اند که : «لابد شما ا نتظار ندارید که در طول این سه سال فعالیت،آنهم با وجود ا ینهمه مشکلات و موانع مختلفی که کانون با آنها روبه رو بوده است،توا نسته باشد درباره تمام این مسائلی که گفته اید تحقیقات جدی را صورت داده باشد و ما آمده ایم که مشکلات را حل کنیم نه اینکه مسؤلیتشان را به عهده بگیریم.
اما در جواب گفته آقای محمودی مبنی بر اینکه کانون به یک کلوپ دوستانه تبدیل شده است ، باید بگویم که کمی بی ا نصافی است که فعالیتهای دوستانه و خیر خواهانه کانون را اینگونه معنی کنیم. ضمناً باید دا نست که بیشتر اندیشمندان بزرگ از میان همین کانونهای دوستانه بوده است که ظهور کرده اند. که این نمیتواند جای برای انتقاد باشد . زیرا صمیمیت لازمه یک کارگروهی است. و این نوع نگرش آقای محمودی به کانون جای بحث دارد، نه ا ینکه کانون به یک کلوپ دوستانه تبدیل شده است!
(س):چرا (N.G.O ) شما مثل (N.G.O های ) بیگانه آنقدر توانمند نیست که مردم آن را به عنوان پشتوانه ای برای خود بدانند. آیا فکر نمی کنید که شما کم کاری کرده اید؟
(ج):اولاً : مقایسه کردن (N.G.O های )بیگانه با ایرا ن کاری اشتباه است. زیرا فعالیتهای هر (N.G.O ای ) متناسب با همان کشور و محدودیت و محرومیتهای همان کشور است که شکل می گیرد.
ثانیاً:در کشورهای بیگانه برای مردمشان جا افتاده است که این نهادهای غیر دولتی میتوا نند پشتوانه ای برای ملت باشند. اما در ایران با اینهمه محدودیتی که برای یک N.G.O قائل می شوند و تعریف نشدن این مراکز برای مردم واقعاً نمی توان گفت؛که حالا شما کم کاری کرده اید. و یا آنجایی که آقای محمودی میگویند:«چرا آنقدر توانمند نیستید که مثلاً دولت برای مشاوره از شما استفاده کند؟»
باید در جوا بشان بگویم که ؛شاید در تمام مسائل قدرتمند نباشیم اما در جاهایی هم حرفهایی برای گفتن دا شته ایم . اما متاسفانه گوش شنوا کم داشته ایم . و جالب ا ینجاست که آقای محمودی از یک (N.G.O) اینهمه توقع داشته اند اما از مکاتب مختلف ناسیونالیستی خویش هیچگونه انتظاری نداشته اند . در صورتی که خیلی پیش تر از کانون آینده نگری هم هست که دارند فعالیت می کنند.
(س):آیا بیکاری بیش از بیست و پنج درصد ازنیروی کار خوزستانی اعم از عرب و عجم را به عنوان یک دغدغه مورد توجه قرار داده اید؟
(ج):در جواب این سؤا ل آقای محمودی در ابتدا آقای ناصح گفته اند :« در حقیقت گروهایی که در خوزستان زیر پرچم ناسیونا لیسم و پان ایرانسیم فعا لیت می کنند نه تنها در حفظ وحدت و همبستگی ملی آنطور که باید موثر نبوده اند؛بلکه عملکردشان جز بزرگ نمایی فعالیتهای قوم گرایان و تجزیه طلبان و تبلیغ آنان و دامن زدن به تعارضات قومی با مطرح کردن یک سری شعارهای احساسی ،پوچ و توخالی چیزی بیش نبوده ا ست و در تلاشند که یک نوع قومیت گرایی «پان ایرا نسیم» را جایگزین «پان عربسیم » کنند و تا زمانی که ناسیونا لیسم قومی ،ملی و نیز بنیاد گرایی مذهبی وجود دارد، جهان بشری روی صلح و آرامش را نخواهد دید.
... شاید جواب آقای ناصح کمی تند باشد اما خالی از واقعیت هم نیست . زیرا گروهایی که به عنوان ناسیونالیسم وجود دارند. تقریباً همین اعمالی را انجام داده اند که ذکر شد . مثلاً خود سؤا ل آقای محمودی نشان از
تمایز بین عرب و عجم را می دهد . و گرنه چه لزومی داشت. که واژه «عرب و عجم» را در جمله خود بکار
ببرد؟!
در صورتی که در روند انسان گرایی معنوی نه عرب و نه عجم هیچکدام برتری خاصی بر دیگری ندارند و باید گفت که : با فرهنگسازی گسترده است که می توان به این تعصبات قومی و نژادی پایان داد. البته آقای ناصح در کنار قوم گرایی و نژاد پرستی از نارساییهای فرهنگی هم که ریشه در تاریخ چندین هزار سا له ایران دارد به عنوان مشکلاتی یاد می کند که در راه انسان گرایی معنوی وجود دارند.
(س):یک سازمان غیر دولتی (N.G.O) باید به صورت جدی وقت خویش را مصروف جامعه و یا بخش هایی از طبقات آن نماید. اما کانون آینده نگری دارد،بیشترین خدماتش را به اعضا چهار صد نفره اش ارائه می دهد. که این اشتباه است.
(ج):در جواب این سؤال آقای محمودی باید بگویم که کانون آینده نگری اگر چهار صد نفر عضو دارد هر کدام از آنها ملیت ، قومیت و یا حتی طرز تفکر خاصی هم دارند. که این خود نوعی حسن است . زیرا یک کار فرهنگی در بین یک عده محدود بهتراز کل اجتماع جواب می دهد. و علاوه بر آن هر کسی که به طرز تفکر صحیحی برسد می تواند خودش به تنهایی در قوم و ملتش هم تبلیغ کند . که با این حساب خیلی بهتر می توان در لایه های مختلف اجتماع رسوخ کرد و باید مد نظر داشته باشیم که کانون محدود به یک قشر خاص و یا یک مذهب خاص نمی شود. که این جای تقدیر دارد نه اشکال در صورتی که ناسیونالیستها با اینکه مکاتب مختلفی دارند و بیشتر از کانون هم هست که دارند فعالیت می کنند . ا کثراً سعی کرده اند که برای خودشان (مکتب ،ملیت و ...)
تبلیغ کنند و یا به قولی هرکسی برای مکتب خاص خودش.
(س):در چنین تشکلی مثل N.G.O شما همه مایل هستند که در نحوه اداره امور شرکت جویند. حتی این مشارکت همگانی در تعیین اهداف هم نقش اساسی دارد. به طوری که معمولاً اهداف با موافقت و مشارکت اعضا صورت می گیرد . بنابراین با توافق اعضا اهداف جدیدی و یا اینکه تغیراتی در اهداف قبلی صورت می گیرد که این اشکال دارد.
(ج):جالب است که آقای محمودی این روند را یک نوع اشکال شمردهاند زیرا در همه جای دنیا با نظام دیکتاتوری و تک قطبی مخالفت می شود و همیشه یا رای به اکثریت می دهند و یا با تشکیل گروههای مختلف کارشناسی رای گیری می کنند . یعنی همیشه مشورت را مد نظر قرار می دهند. ضمناً اعضای کانون آینده نگری نه تنها هم فکر نیستند بلکه از دیدگاه های مختلفی هم حمایت می کنند. اما موقعی که اهداف خیر خواهانه و عدالت جویانه با شند. همه با هم همفکر می شوند . که این همفکری در بعضی از مواقع ممکن است قانون و یا هدفی را عوض کند. که این نمی تواند اشکالی برای کا نون شمرده شود . زیرا قوانین نسبی هستند نه مطلق و باید با توجه به شرایط سنجیده شوند و باید این را جزو محاسن N.G.O شمرد که یک نفر هیچوقت تصمیم نمی گیرد نه جزو معایبش .
(س):در مورد عرفان در سطح عالی ممکن است که با تعصب و جزم اندیشی مذهبی مقا بله شود. اما در مورد افراد عادی این امر ممکن است تبدیل به جریانات متعصبانه و خطر ناکی شود. ما نند قزلباش های صفوی و یا سربازان صلیبی ...
اما نکته هم در همین جا ست . که اگر عرفان برای مردم عادی خطرناک است و باید به حد اعلای آگاهی برسیم تا مناسب باشد. پس چطور انتظار داریم نا سیونالیسم که یک مکتب است کاری برای ما بکند؟! در صورتی که همین ناسیونالیسم هم باید به حد اعلایش برسد. تا گروههای همچون وهابیت و یا ملی گرایان افراطی دیگر وجود نداشته با شند. و اینکه بگویم عارفان واقعی کم بوده اند. درست است اما در مقابل هم ناسیونا لیسم های واقعی هم کم بوده اند. پس این کمبود نمی تواند دلیلی برای رد و یا قبول عرفان گردد.
البته در جای از سخنان آقای ناصح در پاسخ به آقای محمودی آمده است که علل و مسبب ا کثر جنگها ناسیونالیسم ها بوده اند. و با پیش کشیدن سخن البرت انیشتین مبنی بر اینکه :« نا سیونا لیسم بیماری دوران کودکی بشر است.» سعی براین داشته اند که ناسیونالیسم را به طور کلی زیر سؤال ببرند که این کمی جای بحث دارد . و باید بگویم: درست است که ناسیونالیسم باعث خیلی از جنگها شده است و یا اینکه نا سیونالیسم به قول انیشتین نوعی بیماری است. «چیزی که روانکاوان بزرگی همچون اریک فروم و زیگموند فروید هم به آن اشاره می کنند.»
اما در واقع مشت نشانه خروار نیست و نباید همه چیز را با یک دید کلی نگاه کرد. بلکه باید همچون سعدی به مردم نگاه کرد که می گوید؛
بنی آدم اعضای یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
و باید دا نست که ملیت گرایی هر کشوری به ملیت همان کشور خلاصه می شود . که این خود نوعی تضاد
را با ملیت دیگری بوجود می آورد و یا به قولی تا موقعی که بگوییم مال من در قبالش هم می شنویم «مال من»
و اینکه بگویم ناسیونالیسم ایرانی همیشه خوب بوده است دلیل قانع کننده ای نیست . چون ناسیونالیسم های دیگری هم در این کشور بودهاند که مشکل ساز شده اند و یا اینکه عارفان ایرانی هم همیشه خوب بوده اند.
پس باید گفت:که عرفان و ملیت گرایی مخالف هم نیستند بلکه مکمل هم هستند. و هیچ عارفی نیست که از ملیت خودش گریزان باشد و از تضاد بین انسان گرایی معنوی و ناسیونالیسم ا ست که اسلام ستیزی و عرب ستیزی بوجود می آید درصورتی که دردین اسلام بیشتر از خیلی چیزها به جهاد و دفاع از ملیت و ناموس سفارش شده است. که این با انسان گرایی معنوی و وحدت بین مسلمانان مخالف نیست .
اما نا سیونالیستهایی پیدا می شوند که می گویند:( ما تمدن و دین خودمان را داشتیم ایم و به این خاطر نه اسلام را می خواهیم و نه زبان عربی را ... ) که این خود نوعی انحراف است . بنابراین باید دیدمان را عوض کنیم تا بتوانیم به نتیجه واحدی برسیم نه ا ینکه با کوبیدن دیگری خودمان را بالا ببریم . زیرا موقعی طالبان و ا لقاعده و چنین گروهایی تا سیس میشوند که یا مردم مذهبی افراطی باشند و یا اینکه ناسیونالیسم افراطی ...
و به طور کلی باید گفت : یک انسان معنوی کسی است که ملیت و قومیت خود را حفظ کند و یک ناسیونالیسم هم کسی است که با دید عرفانی و انسان گرایی معنوی بتواند تمامیت ،ملیت و قومیت خود را حفظ کند . هما نطوری که حضرت علی (ع) در نامه ای خطاب به مالک اشتر که می خوا ست والی مصر بشود اینچنین می فرمایند که :( با مردم به نیکی رفتار کن ،زیرا یا در دین با تو شریکند یا در خلقت...).
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|