تبليغاتX
آژانس خبری آینده نگر - از هر دری سخنی…
 
کانون آینده نگری ایران, از سراسر کشور عضو مکاتبه ای می پذیرد. 09161184939
 

در گفتگوی وبلاگ «منتقد» با رامین ناصح

 

§ کانون آینده نگری علم را نفی نمی‌کند، کما اینکه خود این کانون بعنوان یک مرکز معتبر علمی – پژوهشی در ایران شناخته شده است و میرود که به یک آکادمی بزرگ تبدیل شود.

§ تحقق «رفاه مادی» و «تعالی معنوی» برای تمام ابناء بشر، آرمان ماست. و این، علم و عرفان هستند که می‌توانند این دو را تضمین کنند.

§ وقتی می‌خواهیم یک جامعه سالم، پویا و معنوی داشته باشیم، باید ابتدا عدالت اجتماعی و رفاه اقتصادی را برای مردم فراهم کنیم.

§ نظام سرمایه داری انسان را گرگ انسان می‌خواهد و ارزش انسانها را در حد کالا پایین می‌آورد.

§ انسان از راههای گوناگونی می‌تواند به حقیقت و کمال برسد. کمااینکه در حدیث است که «راههای رسیدن به خدا، به تعداد نفوس بشر است.»

§ عرفان اسلامی ما را وادار نمی‌کند که کنج عزلت برگزینیم و از جامعه دوری کنیم. بلکه از ما می‌خواهد در جامعه باشیم و در عین حال، پاک بمانیم و به مردم خدمت کنیم.

§ بسیاری از عرفای اسلامی در عین حال دانشمندان متبحری بوده‌اند و دانش امروز غرب وامدار آنهاست. شما در هیچ دینی به اندازه اسلام، تا این اندازه تاکید بر دانش‌پژوهی را نمی‌بینید.

§ هدف اصلی ما از انجام چنین فعالیتهایی، آشنا کردن جوانان ایرانی با مفاهیم معنوی و عرفانی و در کنار آن، عقلانیت مدرن و واداشتن آنها به اندیشه در سرنوشت انسان و جهان پیرامونی آنها بوده است.

 

      شهرام علوی – متنی که در پی می آید، بخشی از گفتگوی مفصل و دو ساعته ای است که شب پنجشنبه گذشته با «رامین ناصح» بنیانگذار و مدیر «کانون آینده نگری ایران» داشتم. در این گفتگو، از هر دری سخنی گفته ایم و متن خوبی از آب درآمده است، ولی بحث محوری ما درباره «فلسفه عرفان» است. ناصح با وجود سن نسبتا پایین خود، نویسنده پرکاری محسوب میشود که تالیف چند کتاب از قبیل: «در حریم عشق»، «دغدغه های انسان آینده نگر» در دو مجلد، «بزم عارفان»، «مهار اعتیاد»، «حکایت شب هجران» و حدود 500 مقاله فرهنگی و اجتماعی را در کارنامه خود دارد. وی در حال حاضر، نیمی از وقتش را صرف کارهای تشکیلاتی و سازماندهی کانون آِینده نگری ایران و نیمی دیگر را صرف تحقیق و نگارش کتاب و مقاله می کند. وقتی از او دعوت به گفتگو با یک وبلاگ معمولی کردیم، متواضعانه پذیرفت. اطلاعات وسیع و آگاهی های بین رشته ای او غنای خاصی به این گفتگو بخشیده است.

 

      u وبلاگ منتقد، شهرام علوی: آقای ناصح، بحث ما درباره عرفان و تصوف از دیدگاه شما و یاران آینده نگرتان است. ما در دنیای امروز با رشد و تحول عظیم صنعتی، تجاری، فرهنگی و سیاسی روبرو هستیم و پدیده‌ای با عنوان «جهانی شدن» را داریم. در این شرایط است که شما به موضوعات عرفان و درون کاوی و خودشناسی می‌دازید. انگیزه شما برای فوکوس کردن روی این مسائل چیست و در دنیای امروز ضرورت آنرا در چه دیدید؟

      v کانون آینده نگری ایران، رامین ناصح: باید توجه داشته باشیم که علم و دانش بشری بسرعت در حال رشد است؛ ولی آیا علم به تنهایی برای سعادتمند کردن بشر کافی است؟ تمام بحث ما روی این موضوع است. کانون آینده نگری علم را نفی نمی‌کند، کما اینکه خود این کانون بعنوان یک مرکز معتبر علمی – پژوهشی در ایران شناخته شده است و میرود که به یک آکادمی بزرگ تبدیل شود. سخن ما اینست که علم با وجود همه تقدسی که دارد، به تنهایی کافی نیست. در کنار آن لازم است که انسان یک دید اخلاقی- عرفانی و بهرحال معنوی داشته باشد. در غیر اینصورت، علم تبدیل میشود به وسیله‌ای برای تولید انواع سلاحهای کشتار جمعی و تولید مواد مخدر در آزمایشگاههای مجهز و رواج فرهنگ مصرف گرایی و پیشبرد اهداف و سیاستهای نظام سرمایه داری جهانی و...

      البته دین هم بدون علم، به خرافات و جمود و تحجر تبدیل می‌شود بنابراین ما می‌گوییم علم و عرفان، دو بال برای بشریت هستند که بوسیله آنها می‌تواند به آسمان معنویت و کمال عروج کند. تحقق «رفاه مادی» و «تعالی معنوی» برای تمام ابناء بشر، آرمان ماست. و این، علم و عرفان هستند که می‌توانند این دو را تضمین کنند.

      u به دو مورد اشاره کردید. رفاه مادی و تعالی معنوی. شما کدامیک را مقدم می‌دارید؟

      v به هر دو در کنار هم باید بها داده شود. اگر انسان از لحاظ مادی در تنگنا باشد و با مشکل فقر، گرسنگی و عریانی و بی‌سرپناهی دست و پنجه نرم کند، در اغلب اوقات دیگر فرصت فکر کردن به مسائل فلسفی و عرفانی ندارد و از معنویت دور می‌افتد. بهمین دلیل در روایت داریم که «فقر با کفر همطراز است» و در ضرب المثل فارسی می‌گوییم «شکم گرسنه ایمان ندارد.» بنابراین باید یک حداقل رفاهی وجود داشته باشد تا فرد از نظر جسمی و روحی سالم باشد و بتواند به عرفان فکر کند و تمرینات معنوی را انجام دهد و نتیجه بگیرد. این بحث قدری پیچیده است و گاهی هم هست که فرد در اوج بدبختی و بی‌چارگی به عرفان و معنویت رو می‌آورد. ولی در بیشتر موارد انسانهایی که تحت فشار هستند، بطرف بزهکاری و جرم و جنایت می‌روند. مگر اینکه از آن قناعت و سلامت نفس برخوردار باشند.

      لذا وقتی می‌خواهیم یک جامعه سالم، پویا و معنوی داشته باشیم، باید ابتدا عدالت اجتماعی و رفاه اقتصادی را برای مردم فراهم کنیم.

      u چطور باید این رفاه را تامین کرد؟

      v از عرفان به بحث اقتصادی پریدیم! البته این هم لازم است. ما در کانون آینده نگری معتقدیم یک سیستم اقتصادی نیمه دولتی که هم مضرا و مفاسد سیستم سرمایه داری را نداشته باشد و هم از پیامدهای نامطلوب سوسیالیسم بسته یا سرمایه داری دولتی (نظیر شوروی سابق) عاری باشد، می‌تواند برای ما راهگشا باشد. در اغلب کشورهای جهان ما شاهد بی‌عدالتی در سطحی وسیع و شکاف طبقاتی عمیق هستیم که از پیامدهای نظام سرمایه داری است. نظام سرمایه داری انسان را گرگ انسان می‌خواهد و ارزش انسانها را در حد کالا پایین می‌آورد. همینطور موجب گسترش مفاسد اجتماعی می‌شود. بعنوان مثال دقت بفرمایید که 85% علل و عوامل گرایش به اعتیاد را به فقر و نداری معطوف کرده‌اند. ولی آن 15% بقیه هم بخش زیادی‌اش مربوط به تبعات نظام سرمایه داری است. یعنی بسیارند افرادی که از فرط ثروت و احساس پوچی و بی‌مصرفی و یکنواختی زندگی و ارضا نشدن از طریق تفریحات روزمره و... به طرف اعتیاد می‌لغزند. یعنی هم فقر و هم ثروت زیاد –که هر دو محصول نظام سرمایه داری است- انسانها را بطرف انحطاط اخلاقی می‌برد. که البته فقط اعتیاد هم نیست. همین گسترش قاچاق انسان و برده داری جنسی ریشه‌اش در سیاستهای نظام سرمایه داری است.

      از بحث خارج نشویم؛ آنچه ما بدان معتقدیم، یک سیستم اقتصاد نیمه دولتی است که نمونه‌اش را در کشورهای اسکاندیناوی میتوان مثال زد که چه نتایج درخشانی داشته و چقدر از نظر تامین رفاه عمومی، عدالت، امنیت و کاهش آسیبهای اجتماعی موثر بوده. که اینها می‌تواند در پیشرفت معنوی مردم هم موثر باشد.

      u این چیزهایی که می‌فرمایید، با عرفان هم سنخیتی دارند؟

      v در تفکر عرفان اجتماعی که برای خودش مکتبی شمرده می‌شود، به عدالت و جنبشهای عدالتخواهانه خیلی بها داده شده است. این بحث عرفان اجتماعی بحث بسیار پردامنه‌ای است که بسیار مورد علاقه فعالان آینده نگر قرار دارد و قبلا در فصلی از کتاب «بزم عارفان» و در جزوه‌ای به نام «عرفان و مشارکت اجتماعی» مفصل به آن پرداخته‌آم و با ارائه مستنداتی این مطلب را تشریح کرده‌ام که یک فرد عارف مسلک اساسا نمی‌تواند نسبت به معضلات اجتماعی مانند فقر و بی‌عدالتی بی‌تفاوت باشد و از آنجا که یک سالک به همه مردم عشق می‌ورزد (عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست)، در او انگیزه‌ای برای خدمت به همنوعان و بهبود اوضاع جامعه بوجود می‌آید. عرفان، نحله‌های مختلفی دارد. بعضی عرفان‌ها هم ممکن است مخالف فعالیتهای اجتماعی باشند. اما آنچه ما تبلیغ می‌کنیم، عرفانی است که مسئولیت سنگین و مهمی بر دوش انسان می‌گذارد و او را نسبت به مشکلات همنوعانش حساس می‌کند.

      u یعنی عرفانی که شما ترویج می‌کنید، بر خلاف تصوری که عامه از عرفان دارد، مسئولیت فرد  در برابر جامعه را در نظر می‌گیرد.

      v دقیقا.

      u این عرفان از چه منابعی اخذ شده است؟

      v همانطور که می‌دانید، عرفان اسلامی در درجه اول ریشه در سیره پیامبر (ص) و صحابه کبار و ائمه اطهار دارد. همه این بزرگان در دوران خود، در فعالیتهای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و حتی نظامی نقش داشته‌اند. بعد از آنها، عرفا هم به همین شیوه رفته‌اند و کسانی مثل حسن بصری، ابراهیم ادهم، شقیق بلخی، حاتم اصم، فضیل عیاض، معروف کرخی، سری سقطی، ابوبکر شبلی و... همگی فعال اجتماعی بوده‌اند و هر یک به شیوه‌ای با ظلم و بی‌عدالتی مقابله می‌کردند و عرفان باعث نشده بود که نقش خود را در جامعه فراموش کنند. عرفان اسلامی، یک عرفان انسان باور و جامعه‌گراست. بسیاری از عرفان‌های غیر اسلامی هم همینطور هستند. مثلا «دالایی لاما» برای بوداییان تبت هم رهبری سیاسی است و هم رهبر معنوی و عرفانی.

      u عرفان اسلامی نسبت به سایر طریقتهای معنوی در جهان، چه مزیتهایی دارد؟

      v قبل از پاسخ به این سوال، باید عرض کنم که به اعتقاد ما، انسان از راههای گوناگونی می‌تواند به حقیقت و کمال برسد. کمااینکه در حدیث است که «راههای رسیدن به خدا، به تعداد نفوس بشر است.» (حدیث معروفی است از قول پیامبر و حضرت علی، که در نقد النصوص جامی و بحار الانوار مجلسی و جامع الاسرار آملی آمده و علامه جعفری هم در شرح نهج البلاغه و مکارم شیرازی در نفحات القرآن آنرا آورده‌اند.) این یعنی پلورالیسم دینی. در ادبیات عرفانی‌مان هم داریم چنانکه شیخ ابوسعید می‌فرماید:

 

      راه تو به هر روش که پویند خوش است

      وصل تو به هر جهت که جویند خوش است

      روی تو به هر دیده که بینند نکوست

      نام تو به هر زبان که گویند خوش است

 

      و شیخ بهایی می‌فرماید:

 

      هر در که زنم صاحب آن خانه تویی تو

      هر جا که روم پرتو کاشانه تویی تو

      در بتکده و دیر که جانانه تویی تو

      مقصود من از کعبه و بتخانه تویی تو

      مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه

 

      و لسان الغیب می‌فرماید:

 

      گفتم صنم پرست مشو، با صمد نشین

      گفتا به کوی عشق هم این و هم آن کنند

 

      این اشعار بسیار پرمعنی است. حضرت مولانا –علیه الرحمه- یکبار می‌گفت: «من با هفتاد و دو ملت یکی‌ام» یکنفر اعتراض کرد و گفت: «نمی‌شود که همه طریقتها درست باشد. یک فرقه ناحیه وجود دارد و بقیه گمراهند.» مولانا فرمود: «من با تو هم یکی هستم!»

      با این مقدمه می‌خواهم عرض کنم آنچه مرا علاقه‌مند به نحله عرفان اسلامی کرد و اینکه این طریقت را برای سلوک عرفانی برگزیدم، عمدتا دو عامل بود. اول اینکه عرفان اسلامی یک عرفان اجتماعی است که مفصل درباره آن توضیح دادم. این عرفان ما را وادار نمی‌کند که کنج عزلت برگزینیم و از جامعه دوری کنیم. بلکه از ما می‌خواهد در جامعه باشیم و در عین حال، پاک بمانیم و به مردم خدمت کنیم. در عرفان اسلامی، خدمت به بشریت، شاخص‌ترین نوع تمرینات معنوی است و یک سالک باید برای کاستن از دردها و رنجهای جسمی و روحی انسانها و کمک به انسانها برای پیشرفت معنوی تلاش کند.

      دومین نکته، بها دادن اسلام به علم است. بسیاری از عرفای اسلامی در عین حال دانشمندان متبحری بوده‌اند و دانش امروز غرب وامدار آنهاست. شما در هیچ دینی به اندازه اسلام، تا این اندازه تاکید بر دانش‌پژوهی را نمی‌بینید. اگر احادیث و روایاتی را که تشویق به آموختن علم می‌کنند، جمع آوری کنیم، خود کتابی قطور می‌شود. این در حالی است که در زمان صدر اسلام، در کشوری مثل ایرانی در اواخر دوره ساسانی (که از برگهای سیاه تاریخ ماست) تحصیل و فراگیری علم تنها مختص شاهزادگان و اشراف و نجبا بود. وقتی اسلام به ایران آمد، آموختن علم را آزاد و حتی واجب کرد. مثلا شرط آزادی بردگان را چنین عنوان کرد که هر کس ده نفر را باسواد کند، آزاد می‌شود. در عهد خلفای راشدین، مکانیزمهای خاصی برای رشد و ارتقاء سطح علمی جامعه بکار برده شد. و حاصل آن از یکی دو قرن بعد بتدریج مشاهده شد و از میان ملت مستعد و باهوش ایران، دانشمندانی بزرگ در علوم مختلف ریاضیات، نجوم، فلسفه، حکمت، علم الاجتماع، تاریخ، فیزیک، شیمی (کیمیا)، معماری و... ببار آمدند و به پیشرفت دانش بشری کمک کردند.

      فقط دو نکته را در پایان عرایضم در این بخش یادآور شوم: اول اینکه برخی ناسیونالیستهای متعصب، افسانه کتابسوزی را ساخته و پرداخته و در جامعه رواج داده‌اند که بطور قطع بی‌پایه است و امیدوارم در مقاله جداگانه‌ای مستندا در این باره توضیح دهم. دوم اینکه برخی می‌گویند منظور از تاکید بر علم اندوزی از سوی بزرگان اسلام، تنها علوم دینی و اسلامی بوده است. ولی من معتقدم این روایات شامل علوم طبیعی و تجربی هم می‌شود. چرا که در حدیث است: «اطلبوا العلم ولو بالصین» (دانش را بجویید حتی اگر در چین باشد) و حضرت علی می‌فرماید «حکمت را فراگیرید حتی از مرد منافق» خب اگر مقصود فقط علوم اسلامی بود، نمی‌گفت آنرا از منافق یا از مردم چین بگیرید!

 

      u شما عرفان اسلامی را یک عرفان اجتماعی می‌دانید و بر اساس تعلیمات همین مکتب، وارد فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی و خدمت به جامعه شده‌اید و کانون آینده نگری ایران را تاسیس کرده‌اید. لطفا بفرمایید اهداف عمده این کانون چیست و چه مسیری را قرار است طی کند؟

      v آشکارا هدف اصلی ما از انجام چنین فعالیتهایی، آشنا کردن جوانان ایرانی با مفاهیم معنوی و عرفانی و در کنار آن، عقلانیت مدرن و واداشتن آنها به اندیشه در سرنوشت انسان و جهان پیرامونی آنها بوده است. ما امیدواریم که از راه فرهنگسازی و آموزش نسل جوان و آشنا ساختن آنها با چشم اندازهای فلسفی آینده نگری که بر پایه گستره وسیعی از شناخت علوم اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی استوار است، بتوانیم بستر لازم برای تحولات مثبت در جامعه را پدید آوریم و جامعه بتواند آینده‌ای طلایی برای خود بسازد که دیگر هیچ شباهتی به گذشته‌های تیره و ناکام آن نداشته باشد.

      u متشکرم از اینکه وقت شریفتان را در اختیار من گذاشتید. امیدوارم این گفتگو را در فرصتی دیگر ادامه دهیم.

      v سپاسگزارم.

  نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 19:22  توسط آژانس خبری آینده نگر  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM