کانون آینده نگری ایران, از سراسر کشور عضو مکاتبه ای می پذیرد. 09161184939 |
ناصح: اساس تعالیم عرفانی، انساندوستی و خدمت به مردم است
جناب آقای ناصح عزیز؛ در هفته های اخیر شاهد انتشار سری مقالات مفصلی از جنابعالی درباره اسلام شناسی در پایگاههای اینترنتی بودیم که گویا در قالب جزوه هایی هم چاپ شده است. مروری سریع بر متن این مقالات نشان می دهد که زحمت زیادی را متقبل شده اید و توجه به تاریخ انتشار مقالات نشان میدهد که خیلی سریع این کارهای سنگین را نگاشته و آماده چاپ کرده اید. از اینجهت تلاشهای شما قابل تقدیر است. به ویژه اینه به نوآوری هایی نیز دست زده اید و خیلی از بحثهای جدیدی را مطرح کرده اید که کمتر بدان پرداخته شده است. خواهشمندم نخست به دلیل علاقمندی تان به مباحث اسلام شناسی بپردازید تا سوالات دیگر مطرح شود.
بنده از سنین 13-14 سالگی به مبحث اسلام شناسی بویژه تاریخ صدر اسلام علاقمند بودم و مطالعاتی در این حوزه داشتم که این علاقمندی را مدیون راهنماییهای عموی بزرگوارم دکتر یحیی ناصح هستم، و پس از مدتی با عرفان اسلامی و تاریخ تصوف آشنا شدم که آنرا هم مدیون عموی دیگرم، سرهنگ رحیم ناصح هستم. این دو بزرگوار در آن مقطع سنی خاص که افکار به این سو و آنسو کشیده میشود، با علاقمند کردن من به این مباحث، مسیر زندگیم را تغییر دادند. تقریبا از سال 77 نگارش کتابی دایره المعارف گونه را درباره تاریخ صدر اسلام شروع کردم که تاکنون 11 سال است که بطور شبانه روزی روی آن کار میکنم و کار چند جلدی عظیمی خواهد بود. و مقالاتی که ملاحظه میکنید، در حقیقت بخشهایی از این کتاب هستند که به اصرار دوستان و به همت کمیسیون اسلام شناسی کانون آینده نگری ایران چاپ شده است تا مورد نقد صاحبنظران قرار بگیرد و به امید خدا در سالهای آینده کتاب اصلی چاپ و به بازار بیاید.
عناوین و موضوعات جزوهها را بر چه اساسی انتخاب میکنید؟
بیشتر بر اساس نیاز جامعه. درباره اولین جزوه یعنی «انساندوستی در عرفان اسلامی» میشود گفت در سالهای اخیر پرسشهای زیادی در ذهن مردم جهان درباره آیین اسلام نقش بسته و به دلیل افراط کاریهای برخی گروههای منتسب به اسلام، بویژه در جریان 11 سپتامبر و حوادث بعد از آن، ذهنیت مردم دنیا به این سمت رفته که اسلام دین خشونت است. در این جزوه خواستهام نشان دهم که اسلام و خصوصا عرفان اسلامی تا چه حد به کرامت ذاتی انسان بها میدهد و چقدر گوهر وجود بشری برای آن ارزشمند است. اگر هم خبط و خطایی یا توحش و خشونتی از برخی مسلمانان سر زده و میزند، نباید به پای اسلام نوشته شود. به قول شاعر: اسلام به ذات خود ندارد عیبی ... هر عیب که هست، از مسلمانی ماست!
دومین جزوه عنوانش «ورود اسلام به ایران؛ موهبت یا فاجعه» است. در این جزوه به شیوه کاملا علمی و بیطرفانه وضعیت ایران را قبل و بعد از اسلام، از بعد سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بررسی کردهایم تا این تصور نادرست که عربها آمدند و غارت کردند و کشتند و سوختند و به نوامیس تجاوز کردند و کتابسوزی براه انداختند (که این پندارهای مخالف تاریخ صحیح در سالهای اخیر خصوصا از طریق ماهوارهها در جامعه شایع شده) مورد نقد قرار گیرد. پیام من در این جزوه، همان پیام شادروان مطهری در «خدمات متقابل ایران و اسلام» است که البته با بررسی منابع بیشتری سعی کردهام حرفهای نویی را در این باب داشته باشم. البته همانطور که حدس میزدم، این جزوه از سوی برخی عناصر متعصب و شوونیست مسلک مورد هجمه قرار گرفته و شدیدا بدان تاختهاند. ولی این باعث نمیشود که از بیان حقایق علمی و تاریخی دم فروبندم.
سومین جزوه هم اختصاص دارد به «روابط عارفان قرون نخستین با امامان اهل بیت». چون متوجه شدم برخی از مستشرقین مغرضانه این موضوع را مطرح میکنند که عرفان اسلامی نه برگرفته از تعالیم اصیل اسلام، بلکه منبعث از سایر ادیان نظیر مسیحیت، زرتشتیت، بودیسم و هندوئیسم است. در این جزوه مفصل، نشان دادهام که اینطور نیست. گرچه نحلههای عرفانی –که همه مقدس و قابل احترامند- از هم تاثیر پذیرفتهاند و گاهی مفاهیم را از هم وام گرفتهاند، اما روابط عارفان قرون نخستین با امامان اهل بیت نشان میدهد که تعالیم عرفان اسلامی ریشه در آموزههای این امامان دارد. بدلیل پرهیز از تطویل کلام، این مسئله را موشکافی نمیکنم و خوانندگان شما را به جزوه مذکور و متن آن در سایت آینده نگر ارجاع میدهم.
گرایش شما در این جزوهها به عرفان و تعلیمات عرفانی آشکار است. سوالی که در ذهن من از مدتها پیش وجود داشته اینست که خود شما متعلق به کدام طریقت عرفانی هستید و آیا از استاد یا اساتید خاصی پیروی میکنید؟
من در سالهای قبل از 78 اساتیدی داشتم. از جمله عارفه عصر، خانم دکتر منیژه دلدار که اکثر توفیقات امروز خودم را مدیون ایشانم. ولی از سال 78 به اینسو، ارتباطم با این اساتید قطع شد و بطور فردی به مطالعه و تحقیق در عرفان اسلامی پرداختم. من به هیچ یک از گروههای صوفیهای که در ایران فعالند، منتسب نیستم و بطور مستقل از این گروهها به پژوهش در این زمینه میپردازم. دلایلش هم فراوان است.
در حدود سال 77 بود که بهمراه خانواده سفری به سنندج داشتم و در آنجا با دراویش «قادری کسنزانی» آشنا شدم و در مجلس ذکر و سماع آنها شرکت کردم. البته از نزدیک ندیدم که سیخ در تنشان فرو میکنند، اما عکسها و فیلمهای آنرا دیدم که واقعیت داشت. گویا از این کارها منع شدهاند. بعد از آن یک ملاقات، دیگر ارتباطم با آنها ادامه پیدا نکرد. یکبار هم به تنهایی به سنندج رفتم ولی آنها را پیدا نکردم.
همینطور قبل از آن، در سال 76 در سفری به شیراز، به همراه دکتر یونس عالی پناه (از اعضای کانون) دیداری از خانقاه ذهبیه داشتم. شیخی در آنجا بود بسیار تندخو. از او پرسیدم: شما در این خانقاه فقط ذکر میگویید و نماز میخوانید؟ با بداخلاقی جواب داد: پس میخواستید کلّه معلّق بزنیم؟! بهرحال این هم اولین و آخرین دیدارهم با آنها بود.
و اما در تهران به خانقاه دراویش نعمت اللهی گنابادی مدتی آمد و شد داشتم. ولی بدلایل مختلف جذب آنها نشدم. البته برای همه این گروهها احترام قائلم، ولی گمشده خود را در آنها نیافتم. از سال 78 ببعد هم که وارد فعالیتهای اجتماعی و روزنامه نگاری شدم ارتباطم با هیچ یک از این گروهها ادامه پیدا نکرد. امروزه با آشفته بازاری از فرقههای مختلف عرفانی و جنبشهای نوپدید معنوی و دینی غربی و شرقی مواجه هستیم که آنقدر ذهن جوانان را مغشوش و مشوش میکنند که گاهی از جستجو کردن معنویت هم برای همیشه خسته و دلزده میشوند. من گوهر عرفان را در خدمت به مردم پیدا کردم و آموزههای اصیل همه نحلههای عرفانی هم این مدعا را تایید میکند. در عرفان اسلامی حضرت سعدی میفرماید: «عبادت بجز خدمت خلق نیست ... به تسبیح و سجاده و دلق نیست.» و در عرفان هندی، ساتیا سای بابا میفرماید: «خدمت به بشریت، شاخصترین نوع تمرینات معنوی است.»
این خدمت به بشریت البته انواع گوناگونی دارد ولی یکی از موثرترین آنها فعالیت فرهنگی و کوشش در جهت ارتقاء سطح فکری و فرهنگی جامعه است. من و دوستانم در کانون آینده نگری ایران این راه را بعنوان طریقه عرفانی خود انتخاب کردهایم؛ که تلاشهای دوستان نتایج چشمگیری در تعیین خط مشی سالم اندیشیدن و سالم زیستن برای جوانان داشته و امیدواریم از این طریق، مورد لطف و عنایت حضرت حق قرار بگیریم و بتوانیم به پیشرفت معنوی شخصی و درونی هم برسیم.
نکته لازم به ذکر دیگری هم هست و آن اینکه امروزه با عملکردی که بعضی گروههای دراویش داشتهاند، حساسیتهایی درباره فعالیت آنها به وجود آمده. ما نمیخواهیم این حساسیت درباره فعالیت کانون آینده نگری وجود داشته باشد و میخواهیم این جریان بعنوان جریانی پویا و گسترده و فراگیر و مورد اعتماد مردم فعالیت کند و اهداف اصلیاش را که «بازگشت به معنویت» و «بازشناسی هویت انسانی» است، پیروزمندانه پیگیری کند و بتواند در راستای رشد فکری و اخلاقی جامعه منشاء اثر باشد. ما چیزی فراتر از آنچه دکتر الهی قمشهای در صدا و سیما میگوید، نمیگوییم و میخواهیم آزادانه فعالیت داشته باشیم. البته طریقتهای دیگر را هم نفی نمیکنیم و به این حدیث معتقدیم که «راههای رسیدن به خدا به تعداد نفوس بشر است». بنابراین برای همه آنها احترام خاص قائلیم.
آثار بعدی شما در رشته اسلام شناسی چه موضوعاتی خواهد بود؟
هنوز تصمیم خاصی در این باره نگرفتهام و همانطور که عرض کردم، بیشتر بدنبال موضوعاتی میگردم که نیاز زمانه باشد و مردم بخوانند و به کارشان بیاید. دنبال این هم هستم که این جزوات به عربی و انگلیسی هم ترجمه شود، چرا که دارای یک پیام جهانی است و وحدت نوع بشر و عدالت جهانی را از دیدگاه اسلام میخواهد نشان دهد.
یک سوال نیمه خصوصی! چه کسانی در این راه مشوق شما بودهاند؟
به غیر از والدین و همسر عزیزم که آرامش لازم را برای تحقیق برایم فراهم کردند، لطف و محبت دوستان آینده نگر بویژه لیلا سلامی، احمد عبدالحسینیان، فرهاد رهبری و رضا جمالی پور که بر من منت نهاده این جزوهها را بدقت میخوانند و نظرات انتقادی خود را مطرح میکنند، بیش از همه مشوق من در ادامه این راه بوده است. الطاف و عنایات علاقمندانی که از نقاط مختلف ایران و جهان تماس میگیرند یا ایمیل میفرستند و به من دلگرمی میدهند، باعث کسب انرژی بیشتر برای این کارها میشود.
تالیف هر جزوه چقدر وقت شما را میگیرد؟
حدود 4، 5 روز. البته نگاشتن این جزوهها حاصل 12 سال کنکاش در منابع است، به همین خاطر سریعا به بخشهای مورد نیاز منابعی که میشناسم مراجعه و از آنها نقل میکنم. بعضی فیشبرداریها را هم قبلا انجام دادهام که فقط میماند تنظیم و تنسیق آنها.
لیست منابع شما نشان میدهد که به حجم گستردهای از منابع فارسی و تازی دسترسی دارید. دسترسی به اینهمه منبع آن هم در اهواز چطور ممکن بوده است؟
ما کتابخانه بزرگی در کانون آینده نگری و کتابخانهای هم در منزل داریم، همینطور از کتابخانه غنی حسینیه ارشاد تهران استفاده کردهام. بسیاری از کتابها هم روی اینترنت قابل دسترسی است. در سالهای اخیر سایتهای زیادی به فارسی و خصوصا عربی ایجاد شده که کتابهای اسلامی را روی اینترنت قرار دادهاند و مطالعه آنها بسیار آسان و تقریبا رایگان است.
و آخرین سوالی که دارم، آیا بجز کتابهای اسلام شناسی کارهای دیگری هم در دست تالیف دارید؟
جلد سوم کتاب «دغدغههای انسان آینده نگر» بزودی آماده میشود که شامل 40 فصل در باب اهداف و دیدگاهها و برنامههای کانون آینده نگری است. جلدهای اول و دوم این کتاب هم بعلاوه کتاب «بزم عارفان» و کتاب «مهار اعتیاد نیازمند عزم ملی است» مجوز انتشار گرفتهاند و بزودی تجدید چاپ و به بازار میآیند. دفتر اشعارم هنوز مجوز نگرفته که بدنبال آن هستیم.
در خاتمه، برای شما که در گسترش فرهنگ کتابخوانی کوشش میکنید، آرزوی توفیق دارم و امیدوارم همه ما بتوانیم در امر ترویج فرهنگ کتابخوانی که نیاز جامعه است، مثمر ثمر باشیم.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|