تبليغاتX
آژانس خبری آینده نگر - عید نوروز از دیدگاه اسلام، رامین ناصح
 
کانون آینده نگری ایران, از سراسر کشور عضو مکاتبه ای می پذیرد. 09161184939
 

      هنگامی که در جلسه کمیسیون اسلام شناسی کانون آینده نگری اعلام کردم که در صددم مقاله بعدی خود را، به اقتضای مناسبت روز، پیرامون «نوروز از دیدگاه اسلام» بنویسم، با تعجب حضار روبرو شدم. همه می پرسیدند مگر اسلام درباره نوروز هم نظری دارد؟ پاسخ دادم: مگر می شود اسلام درباره مسئله ای چنین مهم و مناسبتی بدین حد ارزشمند اظهار نظر نکرده باشد؟

      نگارنده گرچه خود را متعلق به تفکر جهان وطنی و انترناسیونالیستی می‌داند، ولی به سه دلیل برای نوروز اهمیت ویژه قائل است. نخست آنکه نوروز جشن طبیعت است و ساکنان گستره فرهنگ ایرانی بهار طبیعت را با این عنوان جشن می‌گیرند. بهار فصل زنده شدن و نو شدن و طراوت یافتن طبیعت پس از فصل سرد و سخت زمستان است. جشن نوروز همراه با باد بهاری به خانه همه ایرانیان سر می‌زند. حضرت مولانا به زیباترین نحوی فصل بهار را از قول پیامبر (ص) چنین توصیف می‌کند:

 

      گفت پیغمبر به اصحاب کبار

      تن مپوشانید از باد بهار

      کآنچه با شاخ درختان می کند

      با تن زار شما آن می کند![1]

 

      دوم آنکه نوروز اکنون دیگر یک مسئله صرفا ملی و ایرانی نیست و سازمان ملل متحد آنرا به عنوان مناسبتی جهانی در میراث فرهنگ بشری و متعلق به کل جامعه انسانیت، ثبت و به رسمیت شمرده است.

      و سوم آنکه در روایات اسلامی نیز نوروز گرامی داشته شده است و با کنکاش در جوامع روایی به احادیث بسیاری در این خصوص برمی خوریم که جمع آوری بخشی از آنها، هدف نگارش این مقاله بوده است.

      ابتدا باید گفت پیامبر اکرم (ص) نسبت به ایرانیان نظر خوبی داشته اند. و از آن حضرت نقل است که «لو کان الدین (او العلم) معلقا بالثریا لتناوله رجال من فارس»[2] (اگر دین –یا به روایتی علم- در ستاره ثریا آویزان باشد، هر آینه مردانی از ایرانیان بدان خواهند رسید.)

      روایت شده است که در نوروز، جامی سیمین پر از حلوا برای پیامبر (ص) هدیه آوردند. آن حضرت پرسید: این چیست؟ گفتند: امروز روز نوروز است. عید بزرگ ایرانیان. فرمود: آری، در این روز بود که خداوند عسکره را زنده کرد. پرسیدند: عسکره چیست؟ فرمود: عسکره هزاران مردمی بودند که از ترس مرگ ترک دیار کرده سر به بیابان نهادند و خداوند به آنها فرمود: «بمیرید!» پس مردند. پس آنان را زنده کرد و ابرها را امر فرمود که بر آنان ببارند. از این روست که سنت آب پاشیدن (در نوروز) رواج یافته است. آنگاه از حلوا تناول کرد و جام را میان اصحاب قسمت کرد و فرمود: «لیت لنا کل یوم نوروز[3] = کاش هر روز برای ما نوروز بود!» (العهده علی الراوی)

      نقل است که برای حضرت علی (ع) هدیه نوروز آوردند. فرمود: این چیست؟ گفتند: ای امیرمومنان؛ امروز نوروز است. فرمود: «اصنعوا لنا کل یوم نیروزا[4] = هر روز ما را نوروز سازید!» و در روایت دیگر از قول آنحضرت آمده است: «نیروزنا کل یوم[5] = هر روز ما نوروز است.» و باز در روایت دیگر آمده: برای علی (ع) فالوده آوردند. فرمود: این چیست؟ گفتند: امروز نوروز است. فرمود: اگر می‌توانید هر روز را نوروز سازید (یعنی بخاطر خداوند به یکدیگر هدیه بدهید و به دیدار یکدیگر بروید.)[6]

      نوه امام اعظم ابوحنیفه، اسماعیل بن حماد گوید: من فرزند حماد، پسر ابوحنیفه، پسر نعمان بن مرزبان هستم از ایرانیان آزاده. پدرم در سال 80 قمری بدنیا آمد. جدم نزد علی بن ابیطالب (ع) رفت و فرزند خردسالش را به همراه داشت. علی (ع) برای او و فرزندانش دعا کرد و ما امیدواریم دعای او در حق ما به اجابت رسد. نعمان بن مرزبان کسی است که در روز نوروز برای علی (ع) فالوده برد. علی فرمود: هر روز را نوروز سازید! و بروایت دیگر، روز مهرگان بود. و علی فرمود: هر روز را مهرگان کنید![7]

      و نقل شده: مقداری حلوا برای علی آوردند. پرسید که چیست؟ گفتند: برای نوروز است. فرمود: هر روز ما نوروز است. و در مهرگان فرمود: هر روز را برای ما مهرگان کنید.[8]

      ابراهیم کرخی می‌گوید: از امام صادق (ع) پرسیدم که: شخصی مزرعه‌ای دارد. روز مهرگان یا نوروز هدایایی به او داده می‌شود و قصد تقرب جستن به وی را ندارند. (آیا بپذیرد؟) فرمود: آیا نمازگزار هستند؟ گفتم: آری. فرمود: باید هدیه آنان را بپذیرد و تلافی کند. به درستی که رسول خدا (ص) فرمود: اگر برایم ران بزی هدیه آورند، می‌پذیرم و این جزو دینداری است. و اگر کافر یا منافقی ران گاو یا گوسفندی برایم هدیه آورد، نخواهم پذیرفت و این هم جزو دینداری است. خداوند خوراک و دستاورد مشرک و منافق را بر ما روا نداشته است.[9]

      امام صادق (ع) در روز نوروز فرمود: هنگامی که نوروز شد، غسل کن و لباس پاکیزه بپوش و خودت را خوشبو سازد و آن روز را روزه بدار. پس هنگامی که نماز ظهر و عصر و نافله‌های آنرا بجای آوردی، نمازی چهار رکعتی بگزار که در رکعت اول آن، سوره حمد و ده مرتبه سوره قدر را می‌خوانی و در رکعت دوم سوره حمد و ده مرتبه سوره کافرون را می‌خوانی. و در رکعت سوم آن، سوره حد و ده مرتبه سوره توحید را می‌خوانی و در رکعت چهارم سوره حمد را با سوره‌های فلق و ناس. پس از نماز هم سجده شکر می‌گزاری و دعا می‌کنی. بدین ترتیب گناهان پنجاه ساله‌ات بخشوده می‌شود.[10]

      ابن فهد حلی (م.841) می‌نویسد: از آنچه در فضیلت نوروز روایت شده و گفته ما را تایید می‌کند، حدیثی است که علامه سید بهاء الدین علی با سند خود از معلی بن خنیس نقل کرده که روز نوروز همان است که علی (ع) بر نهروانیان پیروز شد و ذوالثدیه را به قتل رساند. و همان روز است که قائم ما و صاحبان حکومت ظهور می‌کنند و خداوند او را بر دجال پیروز می‌گرداند و دجال را در زباله دان کوفه به دار می‌آویزد. ما در هر نوروز، امید فرج داریم. چرا که نوروز از ایام ماست که پارسیان آنرا پاس داشتند... معلی گوید: امام صادق این سخنان را بر من املاء کرد و من نوشتم.[11]

      و باز از معلی بن خنیس روایت شده است که گوید: در روز نوروز بر امام صادق (ع) وارد شدم. فرمود: آیا این روز را می‌شناسی؟ گفتم: قربانت گردم، این روز را فارسیان گرامی می‌دارند و به یکدیگر هدیه می‌دهند. فرمود: سوگند به خدای کعبه که این، رمزی دیرینه دارد و برایت روشن می‌سازم تا آگاه گردی. گفتم: سرورم؛ آموختن این امر از شما برایم بهتر از اینست که مردگان زنده شوند و دشمنانم بمیرند.

      آنگاه فرمود: ای معلی! روز نوروز همان روز است که خداوند از بندگان پیمان گرفت که او را بپرستند و به او شرک نورزند، به پیامبران و حجت‌هایش بگروند و به امامان ایمان آورند. این همان روز است که خورشید طلوع کرد، بادها وزیدن گرفت و گلهای زمین روییدند. این همان روزی است که کشتی نوح بر ساحل جودی آرامش یافت و همان روزی است که خداوند گروهی چندهزار نفره را که از ترس مرگ از خانه‌ها بیرون رفته بودند، زنده ساخت، پس از آنکه آنان را میرانده بود. این روز، روز فرود جبرئی بر پیامبر اسلام (ص) است و روزی است که پیامبر امام علی (ع) را بر دوش گرفت تا بتهای قریش را در مسجدالحرام شکست، و در همین روز ابراهیم بتها را شکست. در همین روز بیعت با امیرالمومنین انجام شد. در همین روز بر نهروانیان پیروز شد و ذوالثدیه را به قتل رساند. در این روز قائم ما و صاحبان حکومت قیام کنند و در همین روز قائم ما بر دجال پیروز شود و او را در زباله دان کوفه به دار آویزد. در هر نوروزی ما آرزوی فرج داریم. چرا که آن از روزهای ما و شیعیان است.[12]

      مفضل بن عمر از امام صادق (ع) نقل می‌کند که ... خداوند بر حزقیل وحی فرستاد که این روز روزی گرامی و بلندمرتبه نزد من است. با خود عهد کرده‌ام هر مومنی در این روز از من حاجتی بخواهد، آنرا برآورده سازم؛ و آن روز، نوروز است.[13]

      گفتنی است در حدیث ضعیفی از قول حضرت رسول (ص) آمده است که : دو روز را برای شما جانشین دو روز کردم: عید فطر و عید قربان را به جای نوروز و مهرگان![14] که این حدیث ضعیف در برابر آنهمه روایات صحیح و متواتر در منابع شیعه و سنی در ستایش نوروز (که برخی از آنها را برشمردیم) نمی‌تواند مقاومت کند، و محتمل است که چنین حدیثی برخاسته و برساخته از ناسیونالیسم عربی و ضد ایرانی خلفای اموی باشد که با رویکرد شوونیستی و عرب گرایی افراطی خود 89 سال حکومت کردند و در این مدت همه چیز باید از زیر ذره بین آنها می‌گذشت. نوروز، عید فطر و عید قربان همه ارزشمندند و در قلب تک تک ما جای دارند و تعارضی میان آنها نیست.

 

***

      نوروز، این مناسبت فرخنده را به شما خواننده گرامی تبریک می‌گوییم و امیدواریم سال جدید، سال صلح، دوستی و همگرایی جامعه بزرگ بشری باشد.


 

منابع و مآخذ

 

  1. ابن اثير، مجد الدّين ابوالسّعادات مبارك بن محمّد جزري شيباني (606)، جامع الاصول في أحاديث الرّسول (ص)، تحقيق محمّد حامد القفي، بيروت: دار احياء التّراث العربي، 1404ه‍.
  2. ابن حنبل، امام ابوعبدالله احمد بن محمد شیبانی (م.241)، المسند، بشرح احمد شاکر، ط3، مصر: دار المعارف، 1368هـ./1949م.
  3. ابن فهد، احمد بن محمد حلی، المهذب البارع، بخشی از آن از اینترنت دریافت شده است.
  4. ابن كثير، امام حافظ عماد الدّين ابوالفداء اسماعيل بن عمر دمشقي شافعي (م.774)، تفسير القرآن العظيم، دریافت شده از اینترنت.
  5. ابن ندیم، ابوالفرج محمد بن اسحاق وراق (م.385)، الفهرست، دریافت شده از اینترنت.
  6. ابونعيم، احمد بن عبدالله اصبهاني (م.430)، اخبار اصبهان، دریافت شده از اینترنت.
  7. ابونعیم، احمد بن عبدالله اصفهانی (م.430)، حلیه الاولیاء و طبقات الاصفیاء، مصر: مکتبه الخانجی، 1351هـ.
  8. بخاری، امام ابوعبدالله محمد بن اسماعیل (م.256)، التاریخ الکبیر، حیدرآباد دکن: 1360هـ.
  9. بیرونی، ابوریحان (م.440)، الآثار الباقیه، ترجمه اکبر داناسرشت، تهران: امیرکبیر، 1363ش.
  10. ترمذي، امام ابوعيسي محمّد بن عيسي بن سورة (207-279)، الجامع الصّحيح = سنن التّرمذي، به كوشش ابراهيم عطوة عوفي، قاهرة: 1381ه‍.،
  11. حرّ عاملي، شيخ محمّد (م.1104)، وسائل الشّيعة الي تحصيل مراحل الشّريعة، ط5، بيروت: دار احياء التّراث العربي. 1402ه‍.
  12. خطيب، ابوبكر بغدادي، تاريخ بغداد أو مدينة السّلام، دریافت شده از اینترنت.
  13. زمخشري، امام محمود بن عمر معروف به جار الله (467-528)، الكشّاف عن حقائق التّنزيل، دریافت شده از اینترنت.
  14. سيوطي، امام حافظ جلال الدّين عبدالرّحمن بن ابي‌بكر شافعي (849-911)، الدّرّ المنثور في التّفسير بالماثور، قم: منشورات مكتبة آية الله المرعشي، 1404ه‍.
  15. صدوق، شيخ محمّد بن الحسين بن بابوية قمي (م.382)، من لایحضره الفقیه، دریافت شده از اینترنت.
  16. طباطبائي، علاّمه سيّد محمّد حسين، تفسیر المیزان، ترجمه فارسی.
  17. طوسي، شيخ الطّائفة ابوجعفر محمّد بن حسن (385-460)، مصباح المتهجد، قم: منشورات العزيزي، 1394ه‍.
  18. فیروزآبادی (729-817)، القاموس، دریافت شده از اینترنت.
  19. قرطبي، صائن الدّين ابوبكر يحيي بن سعدون أندلسي (م.671)، الجامع لاحكام القرآن = تفسير القرطبي، تصحيح ابواسحاق ابراهيم اطليش، قاهرة: دار الكتب المصرية، 1376ه‍.
  20. نعمان، قاضی ابن محمد تمیمی مغربي، دعائم الاسلام، دارالمعارف: 1383.
  21. مراغي، احمد مصطفي (م.1346)، تفسير المراغي، ط2، بيروت: دار احياء التّراث العربي، 1985م.
مولانا، جلال الدّين محمّد بلخي، مثنوي معنوي، به اهتمام رينولدالين نيكلسون، ط11، تهران: انتشارات اميركبير، 1371ش.


      [1]. مثنوی معنوی.

      [2]. ترمذی، سنن 3/105 #3184؛ ابن حنبل، مسند 2/778؛ بخاری، تاریخ کبیر 9/39؛ ابونعیم، اخبار اصبهان 1/4-6، حلیه الاولیاء 6/64؛ زمخشری، الکشاف 4/331؛ ابن اثیر، جامع الاصول 10/52؛ ابن کثیر، تفسیر 7/6-7؛ حمیری، قرب الاسناد /62؛ طبرسی، مجمع البیان 9/108؛ مجلسی، بحار الانوار 1/195 و 67/168؛ حویزی، نور الثقلین 5/46؛ طباطبایی، تفسیر المیزان 18/250؛ و تفاسیر قرطبی، مراغی، درّ المنثور و فی‌ظلال و... ذیل آیه آخر سوره جمعه.

      [3]. بیرونی، آثار الباقیه /325.

      [4]. صدوق، من لایحضره الفقیه 3/300؛ حر عاملی، وسائل الشیعه 12/213.

      [5]. صدوق، من لایحضره الفقیه 3/300؛ حر عاملی، وسائل الشیعه 12/213.

      [6]. بخاری، تاریخ کبیر 1/414؛ نعمان، دعائم الاسلام 2/326. (و متن از منابع دوم است.)

      [7]. ابن ندیم، الفهرست /255؛ خطیب، تاریخ بغداد 13/325-326. مصطفی شکعه می‌گوید: گفته می‌شود امام ابوحنیفه ثمره دعای حضرت علی (ع) بود و چون جدّ او پدرش ثابت را در خردسالی نزد علی می‌برد، آن حضرت برای او و ذریه‌اش دعا کردند که آن دعا سبب شد تا خداوند برکت دانش و ایمان و دارایی را به فرزندش نعمان (ابوحنیفه) عطا کند. (الائمه الاربعه 1/114).

      [8]. فیروز آبادی، القاموس 2/279.

      [9]. کلینی، الکافی 5/141؛ صدوق، من لایحضره الفقیه 3/300؛ طوسی، تهذیب الاحکام 6/378؛ حر عاملی، وسائل الشیعه 12/215.

      [10]. طوسی، مصباح المتهجد /591؛ حر عاملی، وسائل الشیعه 5/288 و 7/346 و 12/428.

      [11]. ابن فهد، مهذّب البارع 1/194-195.

      [12]. مجلسی، بحار الانوار 56/91. مقـ: ابن فهد، مهذّب البارع 1/195-196.

      [13]. نوری، مستدرک الوسائل 6/354.

      [14]. نوری، مستدرک الوسائل 6/152.

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 16:45  توسط آژانس خبری آینده نگر  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM