تبليغاتX
آژانس خبری آینده نگر - نقدی بر سخنان دکتر روبرت آسریان در سمینار عشقهای نوروتیک, رامین ناصح
 
کانون آینده نگری ایران, از سراسر کشور عضو مکاتبه ای می پذیرد. 09161184939
 

      دکتر روبرت آسریان روانشناس برجسته و نویسنده و مترجم آثار فراوانی درباره رواشناسی و الهیات، اسفندماه گذشته میهمان کمیسیون پژوهشهای فرهنگی کانون آینده نگری ایران بودند و در سمیناری با عنوان «عشقهای نوروتیک (روان نژندانه)» سخنرانی کردند.

      درباره سخنان این چهره شاخص علمی، نقادانه نوشتن، قدری دشوار است. با این وجود سعی داریم در این یادداشت به بازخوانی گفته‌های ایشان در سمینار مزبور بپردازیم و مواردی را گوشزد نماییم.

      نقطه ضعف سخنرانی دکتر آسریان، عدم ارائه راهکارهای مناسب برای بهبود و درمان شخصیت نوروتیک (روان پریش) بود. ایشان با یک رویکرد «فرویدی» تاکید کرده‌اند که:

      «روانکاوها و روان تحلیل گران تاکید بر تجربیات اولیه زندگی دارند و دلیل بوجود آمدن چنین شخصیتی را همان تجربیات اولیه با پدر و مادر و خواهر و برادر می‌دانند که نیازهای ارضا نشده دارد.مثلا کودکی که از مادر محبت ندیده است، همواره نیاز به محبت دارد که البته غیر قابل ارضاست. چرا که در مراحل اولیه رشد آن محبت را دریافت نکرده است و هیچ محبتی آن احساس را به او نمی‌دهد.»

      ایشان همچنین فرموده‌اند: «شخصیتهای نوروتیک اضطراب دائمی دارند و نیازهایشان با هیچ عاملی برآورده نمی‌شود. شخصی که نیازهای نوروتیک  دارد، وقتی که به سن عشق و ازدواج می‌رسد، در آن ارتباط هرچقدر هم که محبت ببیند ارضا نمی‌شود و نیازش برطرف نمی‌شود. چرا که پایه‌های شخصیت این فرد در زمان رشد به درستی ساخته نشده است.»

      و تصریح کرده‌اند: «در عشق نوروتیک شخص عاشق می‌شود ولی هیچ عشقی نمی‌تواند او را ارضا کند.»

      لحن سخنان دکتر آسریان برای مخاطبانی که خود یا اطرافیانشان شخصیت نوروتیک دارند، قدری دلسرد کننده و گیج کننده است. ایشان راهکار خاصی جز مراجعه فرد به مراکز روان درمانی برای درمان چنین اختلالاتی ارائه نداده‌اند. در صورتیکه در یک بحث جامع و مانع می‌بایست بطور واضح‌تری به ارائه راهکار توجه می‌شد و بجای ارجاع دادن افراد به مراکز روان درمانی، مواردی که می‌تواند به بهبود و درمان اینگونه اشخاص کمک کند، بطور مفصل و مبسوط بیان می‌گردید.

      در اینجا پیش از اینکه راهکارهای مورد نظر خود را برای درمان شخصیت نوروتیک بیان نماییم، علل و عوامل پدید آمدن چنین شخصیتهایی را از قول خود دکتر آسریان نقل می‌کنیم. ایشان 4 عامل را بر شمرده‌اند که عبارتند از:

      1. عدم ارضاء نیازهای عاطفی در دوران کودکی

      2. بحران هویت

      3. خودشیفتگی

      4. عوامل اجتماعی (در جامعه‌ای که بنیان ارتباطاتش بر استثمار است و در انسان میل به سودجویی و تملک به دیگران وجود دارد.)

      با توجه به این چهار عامل، به سادگی می‌توان دو راهکار درمانی را برای شخصیتهای نوروتیک ذکر نمود:

 

1. پناه بردن به عرفان و عشق الهی

      عرفان را داروی دردهای بی‌درمان دانسته‌اند و عشق الهی و همچنین عشق به اولیای خدا و پاکان و کمّلین، جوششی در انسان بوجود می‌آورد که همه آلودگی‌های روحی را بیرون می‌ریزد. عرفان و عشق الهی به چهار دلیل در بهبود و درمان شخصیت نوروتیک موثر است:

       الف. یکی از عوامل ایجاد شخصیت نوروتیک را آقای دکتر در عدم ارضاء نیازهای عاطفی در دوران کودکی دانسته‌اند. عشق به خدا و اولیای او، می‌تواند نیازهای ارضا نشده و سرکوب شده عاطفی را کاملا جبران کند. مسیحیان معتقدند که «خداوند همان عشق است.» و او بود که نخست به ما عشق ورزید. در قرآن کریم نیز در ابتدای هر سوره، خداوند با صفات «رحمان» و «رحیم» معرفی می‌شود. اگر انسان قدمی به سوی خدا بردارد، خدای مهربان ده قدم به سوی او برخواهد داشت. خداوند رحمان و رحیم خطاب به کسانی که از او بریده‌اند و در منجلاب تباهی و تاریکی گرفتار شده‌اند، ندا می‌دهد:

      جانا به غریبستان، چندین به چه می‌مانی؟!

      باز آی از آن غربت، تا چند پریشانی؟!

      باز آ که در آن مجلس، قدر تو نداند کس!

      با سنگدلان منشین، تو گوهر این کانی!...

 

      انسان با وارد شدن به وادی عشق الهی شخصیت متکاملی پیدا می‌کند که می‌تواند عقده‌های سرکوب شده دوران کودکی‌اش را برای همیشه به دور بریزد.

      ب. بحران هویت دومین عامل ایجاد شخصیت نوروتیک است. عرفان به آدمی کمک می‌کند که هویت انسانی خود را چنان که هست بازشناسد. در عرفان اسلامی می‌گوییم که «انسان خلیفه خداوند بر زمین است.» و تا آنجا می‌تواند پیشرفت و ترقی کند که به وادی «فنا فی الله» و «بقا بالله» برسد.

      رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند

      بنگر که تا چه حد است مکان آدمیت

      طیران مرغ دیدی، تو ز پایبند شهوت

      به در آی تا ببینی طیران آدمیت

 

      ج. سومین عامل به گفته استاد، خودشیفتگی است. انسان در مسیر سلوک عرفانی در عین هویت یابی، با خودشیفتگی و فردمحوری و نفس پرستی وداع می‌کند و وجودش سراسر عشق و شیفتگی به خدا، کائنات و مخلوقات و بویژه انسانهاست و می‌داند که -به فرموده حافظ-:

      در محفلی که خورشید اندر شمار ذره است

      خود را بزرگ دیدن شرط ادب نباشد

 

      د. «عدم وابستگی» از آموزه‌های اصلی همه نحله‌های عرفانی است. دکتر وین دایر در «عرفان داروی دردهای بی‌درمان» (ترجمه محمد حسن نعیمی، ص174) ذیل عنوان «وابستگی به افراد» می‌نویسد: «این نوع وابستگی از شدیدترین انواع آن است و تا زمانی که نیاموزیم بر آن غلبه کنیم در رنج و عذاب بسر خواهیم برد... چون این رابطه بر پایه وابستگی بوده و شما با آن خود را زیر فرمان بی‌چون و چرای او می‌برید و آنها را بر نفس و وجود خود مسلط می‌سازید. از اینرو، همیشه منجر به احساس درد و ناکامی می‌گردد.» دکتر دایر در دو صفحه بعد می‌گوید: «عشق هدیه‌ای است که باید داد و نه آنکه گرفت.»

      در عرفان با همه وابستگی‌ها مقابله می‌شود و برای رهایی از این وابستگی‌ها، روی آوردن به عشق الهی توصیه شده است. حافظ فرماید:

      فاش می‌گویم واز گفته خود دلشادم

      بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم

 

      البته به گفته عارفه عصر و رابعه زمان، خانم دکتر منیژه دلدار، «وابستگی» و «دلبستگی» تفاوت دارد و دلبستگی به اطرافیان امری مقدس است که همیشه توصیه شده است. ولی وابستگی مذموم و نکوهیده است و به رشد معنوی فرد لطمه می‌زند.

 

2. مشارکت جویی اجتماعی

     اگر بگوییم عرفان بر هر درد بی‌درمان دواست، مشارکت اجتماعی هم برای بسیاری از دردهای بی‌درمان دواست. وارد شدن به فعالیتهای اجتماعی و گروهی به دلایل زیر می‌تواند در بهبود و درمان شخصیتهای نوروتیک موثر باشد:

      الف. عدم ارضاء نیازهای عاطفی در کودکی، اولین عامل پیدایش شخصیتهای نوروتیک معرفی شده است. فرد در روند فعالیتهای اجتماعی و گروهی خصوصا در محیطهای سالم، دوستان فراوانی پیدا می‌کند که می‌توانند خلاء نیازهای عاطفی او را تا حدود زیادی پر کنند. در یک مجموعه هدفمند که بر اساس عشق به آرمانهای خود فعالیت می‌کند -مانند یک NGO- همه اعضا به یکدیگر عشق می‌ورزند و می‌کوشند نیازهای عاطفی یکدیگر را برآورده کنند، بر زخمها و آلام روحی یکدیگر مرهم گذارند و دوستان خوب و دلسوزی برای یکدیگر باشند. در این 12 سال فعالیت اجتماعی این موضوع را عمیقا لمس کردم.

      ب. بحران هویت در روند فعالیتهای اجتماعی رنگ می‌بازد و فرد دیگر هرگز این خلاء را حس نمی‌کند. زندگی او هدفمند است و دیگر نمی‌نالد که «از کجا آمده‌ام، آمدنم بهر چه بود...» زندگی هدفمند و احراز هویت مشترک جمعی می‌تواند در درمان شخصیتهای نوروتیک موثر باشد.

      ج. و اما خودشیفتگی در فعالیتهای اجتماعی معنایی ندارد. افراد خودشیفته یا از طرف گروه طرد می‌شوند  و یا اینکه با رشد فضایل اخلاقی در یک محیط سالم و هدفمند، خودشیفتگی آنان برطرف می‌شود و در ازای آن، به جامعه خود عاشق و شیفته می‌شوند.

      د. عوامل اجتماعی در مورد جامعه‌ای که مناسبات آن استثمارگرنه است، با مشارکت جویی اجتماعی قابل حل است. به حکم آیه کریمه «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم» و به حکم حدیث شریف «کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته» اگر مناسبات استثمارگرانه در جامعه‌ای وجود دارد، این، وظیفه ماست که به مقابله با این وضع بپردازیم و برای تحقق جامعه‌ای سالم، پویا و پر از مهر و مدنیت تلاش کنیم.

 

تتمه

      عدم ارائه راهکار یکی از آفتهای بحثهای پاتولوژیک (آسیب شناختی) است. در واقع می‌بایست ابتدا دست به آسیب شناسیِ آسیب شناسی بزنیم! آسیب شناسی اگر حالت ذکر مصیبت بخود بگیرد و از ارائه راهکار تهی باشد و افراد را دلسرد و مایوس کند، نه تنها جنبه مثبت نخواهد داشت، بلکه زیان آور است. ارجاع دادن صرف به مراکز درمانی در یک سخنرانی مربوط به پزشکی و از جمله روانپزشکی، گاه ممکن است این ظن را بوجود آورد که سخنران مایل است با حاد جلوه دادن مشکل و عدم ارائه راهکار در سالن سخنرانی، به مشتریان کلینیک خود بیافزاید! امری که در مورد استاد مزبور مطمئنا صادق نیست. امیدواریم از این پس، کمیسیون پژوهشهای فرهنگی پردازشی همه جانبه به موضوعات مورد بحث داشته باشد.

      ناگفته نماند کمیسیون پژوهشهای فرهنگی با مدیریت هوشمندانه دوست فرهیخته‌ام احمد عبدالحسینیان یکی از نقاط قوت کانون آینده نگری است و نقد من بر سمینار مزبور، دلیل بر نادیده گرفتن زحمات و تلاشهای بی‌شائبه اعضای این کمیسیون نیست. برای این عزیزان آرزوی توفیق بیش از پیش دارم.

 
  نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 18:6  توسط آژانس خبری آینده نگر  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM