تبليغاتX
آژانس خبری آینده نگر - سیری در سیره نبوی, به قلم: رامین ناصح
 
کانون آینده نگری ایران, از سراسر کشور عضو مکاتبه ای می پذیرد. 09161184939
 

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت

به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد

 

دیباچه

     سالها بود که می‌خواستم درباره سیره نبوی کارهایی به انجام برسانم. ولی در مقابل شخصیت عظیم حضرت رسول (ص) احساس ضعف و کوچکی می‌کردم و به خود جسارت نمی‌دادم که به این مقوله وارد شوم. ما مسلمانان شخصیتهای برجسته بسیاری داشته‌ایم چنانکه پیامبر می‌فرماید: «علماء امتی کانبیاء بنی اسرائیل[1] = علمای امت من همچون پیامبران بنی‌اسرائیل هستند.» و الحق که چنین است و بسیاری از دانشمندان و عرفای اسلامی تاثیر عظیمی بر فرهنگ و سیر فکری جامعه بشریت از خود بجای گذاشته‌اند. در راس همه این شخصیتها، حضرت رسول و صحابه کبار و ائمه اطهار قرار دارند که با مطالعه سیره صحیح آنان -که متاسفانه دستخوش تحریفات هولناکی شده و باید مورد کاوش و ارزیابی و تدوین صحیح اخبار آن قرار بگیرد- می‌توانیم راه رسیدن به کمال را بیابیم.

      عشق به وجود نازنین محمد (ص) در قلبهای همه عارفان عاشق وجود داشته است. چنانکه شیخ اجل سعدی می‌فرماید:

      ماه فرو ماند از جمال محمد

      سرو نباشد به اعتدال محمد

      قدر فلک را کمال و منزلتی نیست

      در نظر قدر با کمال محمد

      همچو زمین خواهد آسمان که بیفتد

      تا بدهد بوسه بر نعال محمد...

      سعدی اگر عاشقی کنیّ و چوانی

      عشق محمد بس است و آل محمد

 

      در عرفان اسلامی، با نقل حدیث قدسی «لولاک لما خلقت الافلاک»[2] معتقدند که آفرینش کائنات، بخاطر وجود نازنین حضرت محمد (ص) بوده است، که هر قدر شناخت بشر درباره ناشناخته‌ها بیشتر گردد، عظمتش بیشتر و افزون‌تر نمایان می‌شود در کانون توجه جهانیان قرار می‌گیرد. مستر سایکس معتقد است که: «محمد با برجستگی بی‌نظیر و تعلیمات پرمعنایش توانست اندیشه را با عمل جمع آورد و پیامبری باهوش و قانونگذار و گستراننده عدالت اجتماعی در میان مردم بود.»[3]

      در سلسله جزوات اسلام شناسی که حاصل جلسات «کمیسیون اسلام شناسی کانون آینده نگری ایران» است، کنکاشهایی در شناخت اسلام از منظر تاریخ، جامعه شناسی، فلسفه و عرفان داشتیم. دفتر حاضر، به سیری در سیره رسول خدا (ص) اختصاص دارد. آنحضرت چنانکه خود فرموده است، برای به کمال رساندن فضائل اخلاقی مبعوث شده است (انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق[4]) و کنکاش در سیره او می‌تواند آموزه‌های راستین و زلال اخلاقی را در اختیار نسل امروز قرار دهد.  امیدوارم خوانندگان از این جزوه بهره وافی را ببرند و دعای خیر را در حق حقیر فراموش نکنند.


1. پیامبر و مقابله با تعصبات ناسیونالیستی و نژادی

      در یکی از غزوات، پس از اینکه یک جوان مسلمان ایرانی الاصل -که تواریخ نامش را ثبت نکرده‌اند- ضربتی را بر یکی از افراد دشمن فرود آورد، از روی غرور گفت: «خذها و انا الغلام الفارسی = این ضربت را از من تحویل بگیر که من یک جوان ایرانی هستم!» پیامبر (ص) پی برد که این سخن، تعصبات دیگران را برخواهد انگیخت. با مهربانی به او فرمود: «چرا نگفتی منم جوان انصاری؟!»[5]

      در حقیقت، یکی از تفکراتی که اسلام مخالفت ذاتی با آن دارد، تعصبات نژادی و ناسیونالیستی است. تعصب و غرور ملی ممکن است که موجب اتحاد و انسجام یک ملت شوند، ولی از سوی دیگر موجب جدایی و تعارض و تخاصم میان ملتهای مختلف و پاره پاره شدن جامعه انسانی می‌شود. در اسلام و نحله‌های عرفانی سایر ادیان، تنها یک ملیت به رسمیت شناخته شده است و آن نژاد و ملیت بشری است. چنانکه «ساتیا سای بابا» عارف هندی در حضور استاد به این مطلب تصریح کرده‌اند.

      پيامبر(ص) در جاي ديگر ميفرمايد:« الا انّ العربیه لیست باب والد و لکنّها لسانٌ ناطقٌ فمن قصربه عمله لَم یبلغُ به حَسبه[6] = ‌عربيت، پدر كسي به شمار نميرود فقط زبان گويايي است، آن كه عملش نتواند اورا به جايي برساند، حسب ونسبش نيز او را به‌جايي نخواهد رساند.»

 

2. عفو و گذشت جوانمردانه پیامبر

      قبل از هجرت مسلمانان به مدینه، مشرکین مکه سالیان سال آنان و شخص پیامبر اکرم (ص) را مورد شدیدترین ایذاها و شکنجه‌ها قرار دارند که آگاهی از آن هر انسان آزاده‌ای را به رقت می‌آورد. مطلعه کتاب مصائب صحابه تالیف نورالحسن بخاری را در این زمینه به خوانندگان توصیه می‌کنم. پیامبر در سالهای اقامت در مدینه، پایه‌های حکومت اسلامی را مستحکم کرد و جنگهایی نیز با مشرکین داشت و خصوصا در جنگ احد، بسیاری از عزیزان پیامبر (ص) به شهادت رسیدند و جسد حضرت حمزه (ع) عموی بزرگوار آنحضرت را هند و ابوسفیان قطعه قطعه کردند. ولی کوششهای پیامبر در سالهای بعد بجایی رسید که موفق شد شهر مکه را بدون خونریزی فتح کند و به همراهی چند هزار صحابی با سربلندی وارد آن شود. فتح مکه پیروزی بزرگی برای مسلمانان بود. مشرکین به شدت در هراس بودند و می‌پنداشتند پیامبر انتقام سختی از آنان خواهد گرفت. ولی پیامبر با شعار «الیوم یوم المرحمه = امروز روز گذشت و بخشایش است.» وارد مکه شد و در مقابل چشم هاي نگران مشركان قريش فرمود: «اذهبوا فانتم الطلقاء[7] = برويد پی زندگی‌تان كه همه شما آزاديد!»

      همين عمل جوانمردانه که اوج بزرگ‌منشی و عطوفت پیامبر را نشان می‌داد، طوفاني در سرزمين دلهاي مشركان به پا كرد كه به تعبیر قرآن «يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجاً»[8]، فوج فوج مسلمان شدند و آيين اسلام را با جان و دل پذيرا گشتند.

      در اینجا، یک نکته شایان ذکر است که چنانکه گفتیم سیره نبوی دستخوش دگرگونی و تحریف گردیده است و بسیاری از این تحریفات، از ناحیه کسانی که به ظاهر مسلمان، ولی در باطن بر دین قبلی خود پایبند بوده‌اند، صورت گرفته است (خصوصا یهودیان). آنان روایات زیادی را وارد سیره نبوی کردند. از اینجاست که در بسیاری موارد در سیره نبوی می‌بینیم که مسلمانان با یهودیانی که بر آنها غالب می‌شدند، خشونت و شدت و حدت بسیاری نشان می‌دهند، ولی هنگامی که بحث از مشرکین است، اثری از این خشونت و افراط گرایی نمی‌بینیم! بدین لحاظ است که چنین روایاتی بشدت مشکوک و مورد ظن هستند و با سیره صحیح پیامبر -حتی سیره‌هایی که مستشرقین نوشته‌اند- تعارض دارد. این قضیه نیازمند بحث و بررسی بسیاری است که آنرا به فرصتی دیگر موکول می‌کنیم.

 

3. مدارا و سلوک دوستانه با غیر مسلمانان

      مردی یهودی چند دینار از پیامبر (ص) طلب داشت. طلب خویش را تقاضا كرد . حضرت فرمود: ای یهودی! چیزی ندارم كه به تو بدهم . یهودی گفت: ای محمد! تا نپردازی از تو جدا نمی‌شوم . فرمود: پس من نزد تو خواهم نشست . حضرت در كنار او بود و نمازهای ظهر و عصر و مغرب و عشا و صبح را در كنار او خواند. یاران رسول خدا (ص) مرد یهودی را تهدید كرده، می‌ترسانیدند . پیامبر (ص) به آنان نگاهی انداخت و فرمود: با او چه كار دارید؟ گفتند: ای پیامبر خدا، یك یهودی شما را زندانی كند؟! فرمود: خدای عزوجل مرا مبعوث نكرده تا به اهل كتابی كه با ما عهد و پیمان دارند و یا غیر آنان ظلم كنم. چون روز بالا آمد، مرد یهودی گفت: «اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا عبده و رسوله. نیمی از مالم در راه خدا!»[9]

 

4. فروتنی و مردمی بودن

      قرآن کریم در آیه 88 سوره حجر خطاب به پیامبر (ص) فرموده است: «و با مومنان فروتن و مهربان باش» و آنحضرت که همه اخلاق و رفتارش مطابق قرآن بود[10]، چنان رفتار متواضعانه‌ای با مردم داشت که وقتی ناشناسی بر جمع آنان وارد می‌شد، او را نمی‌شناخت و سوال می‌کرد: «کدام یک از شما رسول خدایید؟!» او با اطرافیانش مهربانی می‌کرد و بیشترین خنده وی تبسم بود، و آنگاه که سران قریش از وی خواستند تا فقیران و کم بضاعتان را از پیرامون خود دور سازد تا جای نشستن آنها در نزد آنحضرت فراخ گردد، درخواست آنان را نپذیرفت.

      این خلق کریم در وجود برادر و نفس پیامبر، مولا علی نیز رسوخ داشت و به استاندارش چنین نوشت: «ای مالک، مهربانی تو با مردم آنان را به تو مهربان می‌کند و نیکوترین چیزی که چشم والیان به آن روشن می‌گردد، برقراری عدالت در شهرها و پدیدار شدن دوستی رعیت است.»[11]

 

5. عشق صحابه به پیامبر

      اصحاب پیامبر (ص) همچون پروانه گرد شمع وجود آنحضرت می‌گشتند. حکایات پیامبر و اصحابش نمونه بارزی از رابطه عاشقانه میان یک پیشوای معنوی و شاگردانش را نشان می‌‌دهد.

      در جریانات مربوط به پیمان حدیبیه هنگامی که عروه بن مسعود ثقفی از سوی قریش بعنوان سفیر نزد پیامبر می‌رود، پس از بازگشت، این رابطه را چنین توصیف می‌کند:

      هیچ ندیده‌ام که کسانی اینچنین از رهبر خود پیروی کنند. یاران محمد هیچگاه به او چشم نمی‌دوزند. صدای خود را در حضور او بلند نمی‌کنند. کافی است او به کاری اشاره کند، در همان لحظه انجام می‌شود. یارانش منتظرند تا آب دهان را بعنوان تبرک برگیرند. هرگاه وضو می‌گیرد، بر گردش جمع می‌شوند تا قطره‌ای از آن نصیب آنان شود. اکنون خود دانید و آنها![12]

      عشق و محبت نسبت به پاکان و کمّلین، خود بخود بسیاری از رذائل و آلودگی‌های روحی را بیرون می‌ریزد و صفا و محبت را جایگزین آن می‌کند. دل را صیقل می‌دهد و زنگارها را از آن می‌زداید و روان را پالایش می‌کند. اصحاب پیامبر در سایه عشق به آنحضرت به مدارج بالایی از معنویت دست پیدا کردند و هر یک از آنها به امامی ربانی تبدیل شدند. بفرموده مولانا:

      هر یکی از ما مسیح عالمی است

      هر علم را در کف ما مرهمی است[13]

 

6. عفو بزرگترین خطاها

      در جریان فتح مکه، پیامبر در روز دهم ماه رمضان دستور حرکت داد. هنگام حرکت، مقصد را اعلام کرد و از خدا خواست که اخبار آن حضرت را از قریش پوشیده دارد.

      گویند که پس از آگاهی مسلمین از مقصد یکی از مهاجرین به نام «حاطب بن ابی بلتعه» خیانت ورزید و نامه‌ای به قریش نوشت و جریان حرکت پیامبر و مسلمین را در نامه ذکر کرد و آن را به زنی از فبیلة «مزینه» سپرد که حاضر شده بود در ازای گرفتن مبلغی نامه را به مکه رساند. (او بخاطر اینکه زن و فرزندش در مکه بودند، می‌خواست که به آنها آسیبی نرسد). آن زن نیز نامه را در زیر موهای بافتة خود پنهان کرد و روانة مکه شد. فرشتة وحی پیامبر پیامبر را از این جریان آگاه کرد. پیامبر نیز علی بن ابیطالب و زبیر بن عوام را در تعقیب او فرستاد. آن دو او را در حلیفه یافتند و نامه را از او گرفتند و به نزد پیامبر آوردند. پیامبر از حاطب توضیح خواست. او گفت: «ای پیامبرخدا، من به خدا و پیامبرش ایمان دارم و از دین برنگشته‌ام، ولی در مدینه کسی را ندارم و زن و فرزندان من در مکه اند و این کار را از آن رو کردم که زن و فرزندانم را آسوده گزارند.» یکی از صحابه از پیامبر اجازه گرفت تا گردن او را بزند اما حاطب با وجود ارتکاب به جرم جاسوسی که در قوانین همه ملتها بالاترین مجازات –غالبا اعدام- برای آن در نظر گرفته شده، مورد عفو پیامبر قرار گرفت.[14]

      انس بن مالک نقل مي‌كند كه زن يهوديي گوشت مسموم گوسفندي را خدمت پيامبر (ص) آورد تا از آن تناول كند، پيامبر از آن زن علت را پرسيد. او در جواب گفت: من قصد كشتن تو را داشتم، پيامبر (ص) فرمود: خداوند تو را بر اين عمل توفيق نمي‌دهد به پيامبر (ص) گفتند: آيا آن زن را نمي‌كشي؟ فرمود: نه.[15]

 

7. اسلام، حامی ضعیفان

      از مهمترین آموزه‌های قرآن، این بود که همه انسانها را صرفنظر از ملیت، مذهب و طبقه اجتماعی‌شان برابر می‌انگاشت که در این مقوله پیش از این مستندا بحث کردیم.[16] از مهمترین آثار این آموزه‌ها، گرایش بخش زیادی از طبقه متوسط و پایین به اسلام بود. سراسر دعوت اسلامی همانند مکتب سوسیالیسم، در جهت جانشین ساختن مستمندان بر مستکبران و وارث قرار دادن آنان بود. حضرت رسول (ص) از همان دوره مکه، مسلمانان ضعیف را بشارت می‌داد که به زودی وارث قیصر و کسری خواهند شد. این امر، سبب استهزای مشرکان شده و زمانی که بلال و خباب و صهیب را می‌دیدند، به شوخی می‌گفتند: «جاءکم ملوک الارض = پادشاهان زمین آمدند!»

      اخلاق حضرت رسول نیز در رفاقت و دوستی با درویشان در جذب آنها موثر بود. آنجا که فرموده: از جمله چیزهایی که هیچ گاه رها نمی‌کند، «الاکل علی الارض مع العبید = غذا خوردن در روی زمین با بردگان است.»[17] بر پایه این معیار، بسیاری از فقیران نیز توانستند از محرومیت ارزشی و اجتماعی رهایی یافته ارزش واقعی خود را در جامعه بیابند. بعدها وقتی عمر بن خطاب حکم استانداری عمار یاسر را بر کوفه نوشت، گفت: این را بخاطر سخن خداوند کرده است که «و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض»[18] رسول خدا خود فرموده بود: «مبعوث شدم تا عده‌ای را بالا برده و گروهی را فرو آرم.»[19]

 

8. جرئت ورزی در انتقاد از حاکم

      ذوالخویصره مرد گستاخ و سرشناسی از قبیله بنی‌تمیم بود و بعدها نیز در زمان خلافت علی (ع) در پایه گذاری گروه خوارج نقش داشت و در جنگ نهروان کشته شد. وی پس از جنگ طائف، آنگاه که غنائم تقسیم شد، به تندی به پیامبر (ص) گفت: ای محمد عدالت را رعایت نکردی! پیامبر با آرامش پاسخ داد: اگر من عدالت را رعایت نکنم، چه کسی عدالت را رعایت می‌کند؟! یکی از صحابه اجازه خواست ذوالخویصره را به دلیل این اهانت بکشد که پیامبر اکیدا منع فرمود.[20]

      این جریان، نهایت آزادی افراد جامعه را در انتقاد از بالاترین مقامات حاکم نشان می‌دهد. اسلام، انتقاد از حاکم را روا شمرده است و مجازاتی را برای آن در نظر نگرفته است. انتقاد از حکومتگران و نظارت بر کار آنها از سوی مردم، منجر به اصلاح و بهبود عملکرد حاکمان می‌شود و با منافع جامعه سازگار است.

 

9. مساوات فرمانروا با مردم

      رسول خدا و یارانش در ضمن یک مسافرت تصمیم گرفتند غذایی مهیا سازند، هر یک از آنان بخشی از این کار را بعهده گرفت و پیامبر نیز انجام کاری را تعهد کردند. یارانش گفتند: ای رسول خدا، همه ما حاضریم به جای شما این کار را انجام دهیم. پیامبر جواب داد: می‌دانم؛ ولی خوش ندارم که بر شما برتری بجویم.[21] غرور و نخوتی که در فرمانراوایان سراسر تاریخ وجود داشت، هرگز در رفتار پیامبر اسلام (ص) و جانشینان راستینش جلوه پیدا نمی‌کرد.

 

10. زنان؛ از واپسین دغدغه‌های پیامبر

      پیامبر (ص) در خطبه حجه الوداع که مسائل مهم اسلامی را تبیین فرمود، درباره زنان مفصلا سخن گفت و بیان داشت: ای مردم، به حقیقت زنانتان بر شما حقی دارند و شما نیز بر ایشان حقی دارید. درباره نیکی کردن به زنان یکدیگر را سفارش کنید، زیرا آنها در نزد شما گرفتارند و چیزی برای خویشتن ندارند و شما ایشان را همچون امانتی از سوی خدا در اختیار گرفته‌اید. از این رو درباره زنان از نافرمانی خداوند بپرهیزید و در مورد ایشان به نیکی سفارش کنید. هان! آیا پیام حق بگذاردم؟ بارخدایا تو گواه باش.[22]

      مبارزه اسلام با اجحافاتی که در حق زنان می‌شود، یک مبارزه تدریجی و گام به گام بوده است. پیامبر در جامعه‌ای مبعوث شد که ارزش زن در آن در حد بهایم بود. اسلام بود که به زن شخصیت داد و حقوقی را برای او تامین نمود و از آنجا که بر اساس فقه پویا، قوانین و احکام اسلامی می‌توانند طبق شرایط زمان و مکان تغییر یابند، احکام مربوط به زنان نیز از سوی جانشینان پیامبر و علمای راستین می‌تواند هر چه بیشتر و بیشتر به سمت برابری کامل حقوق زن و مرد به پیش برود. تفصیل این بحث را به فرصتی دیگر موکول می‌نماییم.

 


گزیده منابع

 

  1. قرآن کریم.
  2. آل جعفر، اسامه، متقل امیرالمومنین الامام علی بن ابیطالب، دریافت شده از اینترنت.
  3. آملى، سيد حيدر، اسرار الشريعة و اطوار الطريقة و انوار الحقيقة، مقدمه و تصحيح محمد خواجوى، تهران: مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى، 1362ش.
  4. آملى، سيد حيدر، جامع الاسرار و منبع الانوار، با تصحيحات و مقدمه هانرى كوربن و عثمان يحيى، انجمن ايرانشناسى فرانسه و شركت انتشارات علمى و فرهنگى: 1368ش.
  5. ابن ابی الحدید، عز الدین ابوحامد عبدالحمید بن هبه الله مدائنی معتزلی، شرح نهج البلاغه، تحقیق ابوالفضل ابراهیم، قاهره: دار احیاء الکتب العربیه، 1378هـ.
  6. ابن ابی‌شیبه، ابوبکر عبدالله بن محمد، المصنف فی الاحادیث و الآثار، تقدیم و ضبط کمال یوسف الحوت، بیروت: دار الحاج، 1409هـ.
  7. ابن اثير، عزّ الدّين ابوالحسن علي بن محمّد جزري شيباني (555-630)، اسد الغابة في معرفة الصّحابة، تحقيق محمّد صبيح، قاهره: 1384ه‍.،
  8. ابن اثیر، عزّ الدّين ابوالحسن علي بن محمّد جزري شيباني (555-630)، تاریخ کامل، ترجمه دکتر سید محمد حسین روحانی، ط2، تهران: اساطیر، 1374ش.
  9. ابن الجوزي، حافظ ابوالفرج عبدالرّحمن بن علي حنفي (511-597)، الوفاء باحوال المصطفي، دریافت شده از اینترنت.
  10. ابن حجر، امام حافظ احمد بن علی عسقلانی (م.852)، المطالب العالية، بيروت: دار المعرفة، {بي‌تا}.
  11. ابن حنبل، امام ابوعبدالله احمد بن محمّد شيباني (164-241)، المسند، بشرح احمد محمّد شاكر، ط3، مصر: دار المعارف، 1368ه‍./1949م.
  12. ابن خلدون، ولي الدّين عبدالرّحمن بن محمّد تونسي مالكي (723-784)، تاريخ العبر و ديوان المبتداء و الخبر، دریافت شده از اینترنت.
  13. ابن سعد، کاتب واقدی، الطبقات الکبری، دریافت شده از اینترنت.
  14. ابن شاکر، محمد کتبی، عیون التواریخ، بیروت: 1973-1974م.
  15. ابن عبدالبر، حافظ ابوعمر نمري قرطبي (368-463)، الاستيعاب في معرفة الاصحاب، در هامش الإصابة، بيروت: دار احياء الثّراث العربي، 1409ه‍.
  16. ابن قيّم، امام حافظ شمس الدّين ابوعبدالله محمّد بن ابي بكر (م.751)، زاد المعاد في هديّ خير العباد، بيروت: دار احياء التّراث العربية، 1391ه‍.
  17. ابن کثیر، امام حافظ عماد الدین ابوالفداء اسماعیل بن عمر دمشقی شافعی (م.774)، البدایه و النهایه فی التاریخ، مصر: مطبعه السعاده، 1350هـ.
  18. ابن كثير، امام حافظ عماد الدّين ابوالفداء اسماعيل بن عمر دمشقي شافعي (م.774)، تفسير القرآن العظيم، دریافت شده از اینترنت.
  19. ابن ماجة، امام ابوعبدالله محمّد بن يزيد قزويني (209-273)، السّنن، تحقيق محمّد فؤاد عبدالباقي، بيروت: دار احياء التّراث العربي، 1395ه‍.
  20. ابن هشام، ابومحمد عبدالملک بن ایوب حمیری، سیره نبویه، ترجمه سید هاشم رسولی محلاتی، تهران: اسلامیه، {بی‌تا}.
  21. ابوداود، امام سليمان بن اشعت سجستاني (202-275)، سنن المصطفي، تحقيق محمّد محيي الدّين عبدالحميد، بيروت: دار احياء السّنّة النّبويّة، {بي‌تا}.
  22. اربلی، ابوالحسن علی بن عیسی (م.693)، کشف الغمه فی معرفه الائمه، بیروت: دارالاضواء، 1405هـ.
  23. الباني، شیخ محمّد ناصر الدّين، سلسلة الاحاديث الصّحيحة، دريافت شده از اینترنت.
  24. الباني، شیخ محمّد ناصر الدّين، سلسلة الاحاديث الضعیفه، دريافت شده از اینترنت.
  25. الباني، شیخ محمّد ناصر الدّين، صحیح الجامع الصغیر، دریافت شده از اینترنت.
  26. الباني، شیخ محمّد ناصر الدّين، المسلسله و الموضوعه، دريافت شده از اینترنت.
  27. باقلاني، قاضي ابوبكر محمّد بن طيّب مالكي (م.403)، اعجاز القرآن، دريافت شده از اینترنت.
  28. بحرانى، علامه ملاعبدالله، عوالم العلوم و المعارف. بخشی از آن از اینترنت دریافت شده است.
  29. بلاذري، احمد بن يحيي (م.279)، انساب الاشراف، تحقيق و تعليق شيخ محمّد باقر محمودي، ط1، بيروت: دارالتّعارف للمطبوعات، 1977م.
  30. بيهقي، حافظ ابوالفضل احمد (م.458)، السّنن الكبري، بيروت: دار المعرفة، {بي‌تا}.
  31. تسخیری، شیخ محمد علی، عناصر الانتصار الاسلام الاول، دریافت شده از اینترنت.
  32. جاحظ، ابوعثمان عمرو بن بحر کتانی بصری (م.255)، البیان و التبیین، تحقیق عبدالسلام محمد هارون، قاهره: مکتبه الجاحظ، 1368هـ.
  33. حاکم، امام المحدثین ابوعبدالله محمد بن عبدالله نیشابوری (م.405)، المستدرک علی الصحیحین، ریاض: مکتبه النصر الحدیثه، {بی‌تا}.
  34. حلبي، علاّمه علي بن برهان الدّين شافعي (975-1044)، انسان العيون في سيرة الامين المامون = السّيرة الحلبيّة، قاهره: المكتبة التّجارية الكبري، 1382ه‍./1962م.
  35. خوارزمى، تاج الدين حسين بن حسن، شرح فصوص الحكم، به اهتمام نجيب مايل هروى، انتشارات مولى، 1364ش.
  36. راوندي، قطب الدّين ابوالحسن سعيد بن هبّة الله (م.)، الخرائج و الجرائح، چاپ سنگي، بمبئي: ملك الكتاب، 1301ه‍.
  37. رسولی محلاتی، سید هاشم، زندگانی حضرت محمد خاتم النبیین (ص)، ط14، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1382ش.
  38. رضي، سيّد محمّد بن حسن بن موسي (م.406)، نهج البلاغة (منسوب به او)، ترجمه دكتر سيّد جعفر شهيدي، ط2، تهران: شركت سهامي انتشار، 1370ش.
  39. سای بابا، سوآمی ساتیا، حضور استاد.
  40. سبحانی، آیت الله جعفر، بحوث فی الملل و النحل، دریافت شده از اینترنت.
  41. سبحانی، آیت الله جعفر، فروغ ابديت، تجزيه و تحليل زندگاني پيغمبر اسلام، {بي‌جا}: {بي‌نا}، {بي‌تا}.
  42. سهيلي، ابوالقاسم عبدالرّحمن بن عبدالله (م.581)، الرّوض الانف في شرح السّيرة النّبويّة لابن هشام، نحقيق عبدالرّحمن الوكيل، قاهره: (بي‌نا)،
  43. سیوطی، امام حافظ جلال الدین عبدالرحمن بن ابی‌بکر شافعی (م.911)، الجامع الصغیر فی احادیث البشیر النذیر، ط2، بیروت: دار المعرفه، 1391هـ.
  44. سیوطی، امام حافظ جلال الدین عبدالرحمن بن ابی‌بکر شافعی (م.911)، الدر المنثور فی التفسیر بالماثور، قم: مکتبه آیت الله المرعشی، 1404هـ.
  45. شرف الدّين، سّيد عبدالحسين، النّص و الاجتهاد، ترجمه فارسی.
  46. شوكاني، امام محمّد بن علي بن محمّد (م.1250)، الفوائد المجموعة في الاحاديث الموضوعة، دریافت شده از اینترنت.
  47. شهرستاني، ابوالفتح محمّد بن ابوالقاسم عبدالكريم (479-548)، توضیح الملل (ترجمه فارسی الملل و النحل).
  48. شيرازى، صدرالدين محمد، مفاتيح الغيب، تصحیح و مقدمه محمد خواجوى، تهران: مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى، 1363ش.
  49. صالحی شامی، سبل الهدی و الرشاد، دریافت شده از اینترنت.
  50. صدوق، شیخ محمد بن حسین بن بابویه قمی (م.382)، الامالی، بیروت، موسسه الاعلمی للمطبوعات، 1400هـ.
  51. صدوق، شیخ محمد بن حسین بن بابویه قمی (م.382)، عيون اخبار الرّضاء، ترجمه حميد رضا مستفيذ و علي اكبر غفّاري، ط1، تهران: نشر صدوق، 1372ش.
  52. صدوق، شیخ محمد بن حسین بن بابویه قمی (م.382)، معانی الاخبار، بیروت: دار المعرفه، 1391هـ.
  53. صفار، سالم، سیره پیامبر در رهبری و انسان سازی =  سیره الرسول القیاده و مناهج الانسانیه، ترجمه غلامحسین انصاری، تهران: شرکت چاپ و نشر بین الملل، 1385ش.
  54. طباطبائي، علاّمه سيّد محمّد حسين، تفسیر المیزان، ترجمه فارسی.
  55. طبرانی، امام حافظ ابوالقاسم سلیمان بن احمد (م.360)، المعجم الاوسط، بیروت: دار احیاء التراث العربیه، 1414هـ.
  56. طبرسي، امين الاسلام ابوعلي الفضل بن الحسن (م.548)، إعلام الوري بأعلام الهدي، بيروت: دار المعرفة، 1399ه‍.
  57. طبرسي، امين الاسلام ابوعلي الفضل بن الحسن (م.548)، مجمع البيان في تفسير القرآن، تحقيق السيّد هاشم الرّسولي المحلاّتي، ط1، بيروت: دار احياء التّراث العربي، 1992م.
  58. طبرى، امام المورخین ابوجعفر محمّدبن جرير بن یزید، تاريخ الرسل و الملوک، تحقيق محمّد ابوالفضل ابراهيم، بيروت: روائع التراث العربى، {بی‌تا}.
  59. طبري، امام محمّد بن جرير بن يزيد (225-310)، جامع البيان عن تأويل آيّ القرآن = تفسير الطّبري، قاهرة: 1328ه‍.
  60. عبادی، قطب الدین ابوالمظفر منصور بن اردشیر، التصفیه فی احوال المتصوفه = صوفی نامه، تصحیح دکتر غلامحسین یوسفی، ط2، تهران: علمی، 1368ش.
  61. عبدالرزّاق، ابن همام صنعاني (م.211)، المصنّف، تحقيق حبيب الرّحمن الأعظمي، ط2، بيروت: المكتب الإسلامي، 1403ه‍./1983م.
  62. عجلوني، اسماعيل بن محمّد جرّاحي، كشف الخفاء و مزيل الالباس عمّا أشتهر من الاحاديث علي ألسن النّاس، دريافت شده از اینترنت.
  63. عطار، شیخ فرید الدین محمد بن ابی‌بکر نیشابوری، تذکره الاولیاء، ط3، تهران: صفی علیشاه، 1375ش.
  64. عيّاض، قاضي ابوالفضل بن موسي يحصبي (474-544)، الشّفاء بتعريف حقوق المصطفي (ص)، تحقيق علي محمّد البجاوي، بيروت: دار الكتب العربي، {بي‌تا}.
  65. فيض كاشاني، محمّد بن مرتضي معروف به ملاّ محسن (1007-1091)، تفسير الصّافي، تصحيح حسن حسيني لواساني، طهران: المكتبة العلمية‌ الإسلامية، {بي‌تا}.
  66. فیض کاشانی، محمد بن مرتضی معروف به ملا محسن (1007-1091)، المحجه البیضاء فی تهذیب الاحیاء، به اهتمام علی اکبر غفاری، ط2، قم: موسسه النشر الاسلامی التابعه لجماعه المدرسین، 1383ش.
  67. قرطبي، صائن الدّين ابوبكر يحيي بن سعدون أندلسي (م.671)، الجامع لاحكام القرآن = تفسير القرطبي، تصحيح ابواسحاق ابراهيم اطليش، قاهرة: دار الكتب المصرية، 1376ه‍.
  68. قسطلاني، ابوالعبّاس شهاب الدّين احمد (م.923)، ارشاد السّاري لشرح صحيح البخاري، دریافت شده از اینترنت.
  69. قسطلاني، ابوالعبّاس شهاب الدّين احمد (م.923)، المواهب اللّدنيّة، بشرح زرقانی، مصر: مطبعة الأزهرية، 1325ه‍.
  70. قمي، حاج شيخ عبّاس محدّث (م.1359)، سفينة بحار الانوار و مدينة الحكم و الاثار، تهران: انتشارات كتابخانه مركزي، 1333ش.
  71. قمي، حاج شيخ عبّاس محدّث (م.1359)، کحل البصر فی سیره سید البشر (ص).
  72. قندوزی، شیخ ابراهیم حنفی، ینابیع الموده، دریافت شده از اینترنت.
  73. متقی، علامه علاء الدین بن حسام الدین هندی (م.975)، کنز العمال فی سنن الاقوال و الافعال، تصحیح شیخ صفوه السقاء، ط5، بیروت: موسسه الرساله، 1405هـ.
  74. مجلسی، ملا محمد باقر بن محمد تقی (م.111)، بحار الانوار الجامعه لدرر اخبار الائمه الاطهار، تصحیح حاج محمد باقر محمودی، ط1, تهران: وزارت ارشاد، 1365ش.
  75. مرندی، علامه ابوالحسن، ملتقی البحرین، دریافت شده از اینترنت.
  76. 855. مسلم، امام ابوالحسين مسلم بن حجّاج قشيري نيشابوري (م.261)، الصّحيح، مصر: مطبعة محمّد علي صبيح، 1334ه‍.، و بيروت: دار الفكر، 1392ه‍.
  77. مطهری، استاد مرتضی، خدمات متقابل اسلام و ایران، چاپ جدید یک جلدی.
  78. مالك، امام ابوعبدالله مالك بن انس (م.179)، الموطأ، با تعليقات سعيد اللّحام، ط1، بيروت: دارالفكر، 1401ه‍.
  79. مفيد، شيخ محمّد بن محمّد بن النعمان (336-413)، الارشاد في معرقة‌ حجج الله علي العباد، تصحيح سيّد كاظم موسوي مياموي و شيخ محمّد آخوندي، بيروت: دارالكتب الاسلامية، 1377ه‍.
  80. مقريزي،  أمتاع الاسماع بما للرّسول من الانباء و الاموال و الحفدة و المتاع، تصحيح و شرح محمود شاكر، قاهرة: مطبعة لجنّة التأليف و الترجمه و النشر، 1941م.
  81. مکارم شیرازی، آیت الله، تفسیر نمونه.
  82. مکارم شیرازی، آیت الله، پیام قرآن.
  83. مناوي، علاّمة عبدالرّئوف (م.1031)، فيض القدير شرح الجامع الصّغير، ط2، بيروت: دارالمعرفة، 1391ه‍.،
  84. مناوی، علامه عبدالرئوف (م.1031)، کنوز الحقائق فی حدیث خیر الخلائق، به هامش جامع الصغیر، قاهره: 1321هـ.
  85. مولانا، جلال الدین محمد بن محمد بلخی رومی، مثنوی معنوی، به کوشش رینولدالین نیکلسون.
  86. نابلسی، دکتر محمد راتب، فقه السیره النبویه، دریافت شده از اینترنت.
  87. ناصح، رامین، سخنی نو پیرامون انساندوستی در عرفان اسلامی، ط1، اهواز: کانون آینده نگری ایران، 1386ش.
  88. ناصح، رامین، ورود اسلام به ایران؛ موهبت یا فاجعه، ط1، اهواز: کانون آینده نگری ایران، 1386ش.
  89. نسائي، امام ابوعبدالرّحمن احمد بن شعيب (م.303)، خصائص اميرالمؤمنين عليّ بن ابيطالب كرّم الله وجهه، بيروت: دار مكتبة التربية، 1987م.
  90. نسائي، امام ابوعبدالرّحمن احمد بن شعيب (م.303)، السّنن الكبري، بشرح جلال الدّين السّيوطي، بيروت: دار احياء التّراث العربي، {بي‌تا}.
  91. نمازی، حسین بن علی، مستدرک سفینه البحار، تحقیق و ترجمه علی نمازی شاهرودی، دریافت شده از اینترنت.
  92. نوري، ميرزا حسين، مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، تحقيق مؤسّسة آل البيت عليهم السّلام لإحياء الترّاث، ط2، بيروت: 1408ه‍.
  93. واحدي، شيخ ابوالحسن علي بن احمد (م.486)،‌ أسباب النّزول، بيروت: دار الكتاب العربي، {بي‌تا}.
  94. واقدی، المغازی.
  95. هاشمی، خطیب علی بن الحسین، وقعه النهروان، بیروت: موسسه المفید، {بی‌تا}.
  96. يعقوبي، احمد بن ابي‌يعقوب بن واضح (م.284)، تاريخ يعقوبي، ترجمه دكتر محمّد ابراهيم آيتي، تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1347ش.

 



      [1]. عطار، تذکره الاولیاء /9؛ صالحی، سبل الهدی و الرشاد 10/337؛ مناوی، فیض القدیر /16؛ ابن خلدون، تاریخ 1/325؛ قندوزی، ینابیع الموده 3/353؛ شبر، مصابیح الانوار 1/434؛ جزایری، الانوار النعمانیه 3/347؛ ابن ابی‌جمهور، عوالی اللئالی 4/77؛ مجلسی، بحار الانوار 2/22؛ نوری، مستدرک الوسائل 3/189 و 17/320؛ سخاوی از قول حافظ ابن حجر صحت حدیث را رد کرده، ولی تفتازانی و سیوطی -در خصائص- به این معنی اشارت داشته‌اند. (عجلونی، کشف الخفاء 2/64).

      [2]. خوارزمی، شرح فصوص الحکم 1/68؛ قاری، شرح الشفاء 1/6؛ آملی، جامع الاسرار /9و381، اسرار الشریعه /64؛ شیرازی، مفاتیح الغیب /14؛ مرندی، ملتقی البحرین /14؛ شوکانی، فوائد المجموعه /346؛ صنعانی، الموضوعات /46؛ البانی، سلسله الاحادیث الضعیفه 1/450، المسلسله و الموضوعه 1/299؛ بحرانی، عوالم العلوم 11/26؛ مجلسی، بحار الانوار 16/406؛ قمی، سفینه البحار 3/33؛ نمازی، مستدرک سفینه البحار 3/334؛ طباطبایی، تفسیر المیزان 10/157.

      [3]. صفار، سیره پیامبر در رهبری و انسانسازی /1 بنقل از مقاله‌ای از نامبرده در مجله الهلال مصر، سال پنجم، شماره سوم.

      [4]. مالک، موطاء #1723؛ ابن حنبل، مسند 17/3 #8961؛ حاکم، مستدرک 2/313؛ قضاعی، مسند الشهاب 2/192 #1165؛ طبرانی، معجم الاوسط 7/74؛ قرطبی، تفسیر 18/227؛ متقی، کنز العمال 3/16 #52175؛ سیوطی، جامع الصغیر 1/86؛ مناوی، کنوز الحقائق 1/105؛ عبادی، التصفیه /29؛ البانی، سلسله الاحادیث الصحیحه /45؛ طوسی، الامالی /596 #1234؛ طبرسی، مکارم الاخلاق /8؛ شبر، الاخلاق /24؛ مجلسی، بحار الانوار 16/211و287 و 70/372؛ نوری، مستدرک الوسائل 11/187؛ قمی، سفینه البحار 2/96؛ مکارم شیرازی، پیام قرآن 7/27-28. (با اختلاف جزئی در الفاظ).

      [5]. ابوداود، سنن 2/625؛ ابن حنبل، مسند 2/503؛ مطهری، خدمات متقابل اسلام و ایران /74-75.

      [6]. ابوداود، سنن 2/626؛ صدوق، معانی الاخبار /207.

      [7]. واقدی، مغازی 2/837؛ ابن هشام، سیره 4/54-55؛ طبری، تاریخ 3/56؛ ابن اثیر، الکامل 2/252؛ قرطبی، تفسیر 5/3487؛ ابن قیم، زاد المعاد 1/424؛ مجلسی، بحار الانوار 21/109؛ صفار، سیره الرسول القیاده /69؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه 10/66 و 20/282.