تبليغاتX
آژانس خبری آینده نگر - رامین ناصح: مولانا، نیاز زمانه و الگویی راهگشا برای انسان امروز و فرداست
 
کانون آینده نگری ایران, از سراسر کشور عضو مکاتبه ای می پذیرد. 09161184939
 

 

      خبرنامه آینده نگر: رامین ناصح دبیرکل "کانون آینده نگری ایران" و نویسنده و پژوهشگر در عرفان و تصوف، در خلال مصاحبه مفصلی که بیژن رستگار جهت درج در کتاب "مولانا در نگاه اندیشمندان معاصر" با وی داشته است، اظهار عقیده میکند: مولانا نیاز زمانه و الگویی راهگشا برای انسان امروز و فرداست.

      ناصح در این مصاحبه، که در محل برگزاری نمایشگاه تخصصی کتب عرفان و خودشناسی به مناسبت سالروز تولد مولانا در دفتر مرکزی کانون آینده نگری ایران انجام شده میگوید: امروز اندیشه های مترقی مولانا تخیل غربیان را تسخیر کرده است و بنظر میرسد هرچه زمان میگذرد، بشریت بیش از گذشته به زوایای پیچیده شخصیت و افکار متعالی این اندیشمند بزرگ قرن هفتم پی می برد. کتابهای مولانا ظرف ده سال گذشته بیش از آثار هر شاعر دیگری در امریکا به فروش رسیده است. تقویمها و لیوانها و حتی تی شرتهای مولانا در دانشکده ها و کتابفروشی های سراسر این کشور به چشم میخورند.

      ناصح علت محبوبیت مولانا را ناشی از اشتیاق انسان امروز به "بازگشت به معنویت" و "بازشناسی هویت انسانی" دانسته و بیان میدارد: در شرایطی که جامعه بشری از جنبه های مختلف مادی و معنوی رو به اضمحلال و انحطاط میرود، طبیعی است که به معنویت و عرفان چنگ بزند و به بازخوانی میراث جاودانه متفکرین اعصار و قرون گذشته بپردازد تا بتواند خود را از زوال و نابودی حتمی نجات دهد. "هانس ماینک" شاعر شهیر آلمانی اذعان کرده است: اشعار مولانا تنها امیدبخش دوران سیاهی است که در آن زندگی میکنیم.

      دبیرکل کانون آینده نگری ایران مولانا را استاد فن فرهنگسازی و اندیشه آفرینی معرفی نموده و می افزاید: تاثیر بسزای فعالیتهای مولانا در هدایت افکار انسانهایی که چند صد سال پس از او زندگی میکنند موید این ادعاست. انسان متمدن و رفاه‌زده امروز به این نتیجه رسیده است كه "رفاه مادی" به تنهایی نتوانسته روح او را سیراب كند و به نیازهای معنوی او پاسخ دهد. لذا انسان امروز بیشتر از انسانهای دوران گذشته افسرده و پژمرده شده است. مولانا پیام دین و ایمان را خالی از هر نوع تعصبی بیان كرده است و خصوصاً در بیان این مسائل، زبانی بسیار هنری به كار برده است. اما راز تازگی و جاودانگی كلام مولانا فقط در ساختار كلامی دلنشین او نیست بلكه معلول صدق باطن و صفای دل اوست. چون بسیارند کسانی که آمدند و حرفهایی رنگین و زیبا زدند ولی سخنانشان به جایی نرسید.

      وی ادامه میدهد: عرفان مولانا، مانند كتب آسمانی و مقدس، عرفان تغییر است نه فقط عرفان تفسیر. می‌دانید كه یكی از خصوصیات كتب آسمانی قوت تأثیر آن بر شنونده است. مثنوی و غزلیات مولانا نیز خواننده را تكان می‌دهد و او را از جایش می‌كند.

      وی عرفان مولانا را تفسیری روان و همه فهم از قرآن و سنت پیامبر و اصحاب کبار و ائمه اطهار معرفی کرد و با اشاره به این دو بیت: "از درم‌ها نام شاهان بركنند ... تا قيامت نام احمد مي‌زنندنام احمد نام جمله انبياست ... چون كه صد آمد نودهم پيش ماست" میگوید: اشعار مولانا شیفتگی شدید او را نسبت به پیامبر اکرم و پیشوایان معنوی صدر اسلام بخوبی نشان میدهد. ناصح مولانا را صاحب تفسیری ناب و خالص و برداشتی اصیل از آموزه های آیین آسمانی اسلام معرفی میکند و اظهار میدارد: قرائت مترقی و متعالی مولانا از دین میتواند بر قرائتهای سطحی نگرانه و برداشتهای انحرافی از اسلام که با ارزشهای انسانی سازگار نیست و نیز نمیتواند انسان را به مرحله "جذبه الهی" برساند، غلبه کند و اسلامی را ارائه دهد که از اصالت برخوردار بوده و با بینش رشد یافته انسان امروز سازگاری داشته باشد. در عین حال معتقدان به همه ادیان و مذاهب می توانند از جانمایه عرفانی کلام مولانا بهره ببرند و لذتی عرفانی حاصل کنند. در حقیقت مولانا مانند خورشیدی است که بر همه ملتها و پیروان ادیان و مذاهب گوناگون می تابد. به عقیده من، اینگونه مجادله ها و مفاخره ها بین محققین در جهت اثبات اینکه مولانا افغانی بوده یا ایرانی یا ترک ...!، مضحک است. مولانا متعلق به هیچ ملتی نیست، بلکه متعلق به بشریت است. خود او میگوید: "رستم از این نفس و هوا، زنده بلا مرده بلا.... زنده و مرده وطنم، نیست بجز فضل خدا" وی از شاعرانی است که ذره ای از گرد تعصبات ناسیونالیستی بر آثار او ننشسته است. در حقیقت، یک ذهن رشد یافته و خصوصا ذهنی که بینش "وحدت وجودی" دارد، نمیتواند خود را در اینگونه قیودات نابخردانه و موهوم محصور کند. و آلبرت انیشتین متفکر معاصر نیز به زیبایی در اینباره می گوید: "ناسیونالیسم، بیماری دوران کودکی بشریت است!" این بیماری، هنگامی که بشر به دوران بلوغ خود برسد، درمان خواهد شد. و آن هنگامی است که بشر عاشق شود. اینجاست که مولانا میفرماید: ملت عاشق ز ملتها جداست... عاشقان را ملت و مذهب، خداست...

      دبیرکل کانون آینده نگری ایران ادامه میدهد: رواج تفكر Newage (عصر جديد) و مسائل مطرح عرفاني در غرب اين مسئله را به اثبات مي رساند كه مردم به مانند سابق كليسارو نيستند. البته عده اي كليسا مي روند ولي عده زيادي معتقد به مذهب در معناي سنتي آن نيستند. ولی آنها طبيعتاً زندگي روحي دارند اما تمايل دارند تا خارج از محيط كليسا به منابع عرفاني رجوع كنند. به همين دليل است كه در آنجا افكار عرفاني و اديان كشورها و ملتهاي ديگر بيشتر به عنوان پديده اي كه وابسته به مذهب خاصي نيست، مورد توجه قرار مي گيرد. مولانا با اینکه عرفان خود را از آموزه های اسلامی استخراج کرده، ولی در عین حال فردی است که بدون قشري گري و تعصب با مسائل ديني برخورد مي كند. فرد چه مسيحي، چه مسلمان و چه زردشتي باشد، اين ديدگاه باز مولانا را مي پذيرد. علاوه بر اين، شعر مولانا به صورت شعر عاشقانه و با همان استعارات و تشبيهات معروفش رابطه عارف با خداوند را به صورت ملموس به تصوير مي كشد...

      خبرنامه آینده نگر: متن کامل مصاحبه مفصل بیژن رستگار با رامین ناصح، بزودی علاوه بر درج در کتاب "مولانا در نگاه اندیشمندان معاصر"، بصورت جزوه ای مستقل توسط کانون آینده نگری ایران منتشر خواهد شد.

 

  نوشته شده در  چهارشنبه ششم مهر 1384ساعت 1:22  توسط آژانس خبری آینده نگر  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM