کانون آینده نگری ایران, از سراسر کشور عضو مکاتبه ای می پذیرد. 09161184939 |
میدانیم که فلاسفه انسان را حیوان اجتماعی خوانده اند. بعبارت دیگر، اجتماعی بودن انسان از وجوه ممیزه او با سایر حیوانات است. شخصیت انسان تنها در روند فعالیت اجتماعی شکل میگیرد و رشد می یابد. فعالیت اجتماعی، لازمه رشد شخصیت افراد است تا از رهگذر، به بالندگی و خودشکوفایی برسند.
در هنگام مطالعه پیرامون علل عقب ماندگی و یا پیشرفت جوامع، به این نتیجه قطعی دست می یابیم که جوامعی توانسته اند در ابعاد گوناگون فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی به پیشرفت و توسعه دست یابند که از مشارکت جویی بالایی برخوردارند. در مقابل، جوامعی که مشارکت جویی اجتماعی در آنها پایین است، غالبا درجا میزنند و همواره نیازمند سایر کشورها باقی می مانند و روند رشد، توسعه و خودشکوفایی آنها بسیار کند به پیش میرود.
ممکن است مردم یک کشور در برهه هایی از زمان فعال شوند و به مشارکت برخیزند و مثلا در انتخابات مختلف حضور پررنگی از خود نشان دهند. ولی این به تنهایی نرخ رشد مشارکت جویی آنها را تعیین نمی کند. این مشارکت، "مشارکت توده وار" خوانده میشود، حال آنکه شکل سازنده مشارکت، "مشارکت نهادمند" است.
تشکلهای مدنی خصوصا احزاب و NGOها وسایلی برای ترویج مشارکت اجتماعی نهادمند تلقی میشوند. سخن گفتن درباره کارکرد احزاب سیاسی موضوع بحث ما نیست. (فعالیت سیاسی تنها یک گونه از مشارکت اجتماعی است) ولیکن درباره NGOها میتوان گفت این تشکلها پتانسیل آنرا دارند که عده بسیار پرشماری از مردم را (که در زمان ما غالبا علاقمند به فعالیت سیاسی نیستند) در قالب نهادهای سازماندهی شده متشکل کنند و اعضای تشکل، توان و انرژی و امکانات خود را روی هم گذاشته، برای نیل به اهدافی انسانی و مشترک از قبیل فرهنگسازی مثبت، حمایت از حقوق زنان و کودکان، پاسداری از محیط زیست، حراست از میراث فرهنگی، کارآفرینی، و سایر حوزه های مربوط به NGOها بکار گیرند.
تجربه نشان داده که NGOها به دلیل خودجوش بودن، غیر سیاسی بودن و عدم وابستگی به دولت، توانسته اند در عرصه طرح و پیگیری مطالبات اجتماعی فعالیت مثمر ثمری از خود نشان دهند. گرچه باید گفت میزان تاثیر گذاری NGOها در ایران، در مقایسه با کشورهای اروپایی بسیار ناچیز است. بطوری که در کشوری چون سوئد، هر فردی بطور متوسط عضو 6 NGO است. ولی در ایران ...! با این وجود باید بپذیریم NGOها در ایران نوظهور و تبعا ضعیفند و نهادینه نشدن فرهنگ کار جمعی در کنار مشکل کم بها دادن یا حتی بی مهری از سوی برخی نهادهای دولتی مواجهند. مشکلات مالی و فقدان اسپانسر معضل دیگری است که این تشکلها با آن درگیرند. اما با شناخت نزدیکی که از جامعه NGOیی ایران و هزاران تشکل کوچک و بزرگ دارم، میتوانم بگویم شتاب رشد این تشکلها بسیار زیاد بوده و پیش بینی میشود علیرغم مشکلات و محدودیتهای موجود، NGOهای ایرانی نیز بتوانند جایگاه شایسته خود را در جامعه بیابند.
NGOها و سایر نهادهای مدنی برای تاثیر گذاری بیشتر در رویارویی با مشکلات جامعه، ناگزیر به تقویت کردن روحیه مشارکت جویی اجتماعی در مردم هستند. هر کدام از ما چنانچه میخواهیم کاری برای جامعه انجام دهیم، بزرگترین خدمتی که از عهده ما بر می آید، بیدار کردن حس مشارکت جویی اجتماعی در افراد است. هر فردی را که بتوانیم به سوی فعالیت اجتماعی سوق دهیم، علاوه بر کمک به بهبود اوضاع جامعه، کمکی نیز به خود او کرده ایم و آن اینست که از وی فردی ساخته ایم که در سایه خدمت به دیگران، خود نیز بهره ها می برد. یک فعال اجتماعی هیچ گاه دچار افسردگی نمیشود، از اعتیاد و ناهنجاریهای مختلف دوری می گزیند، اعتماد بنفسی راسخ و شور و امیدی وصف ناپذیر پیدا میکند، دید او نسبت به زندگی بازتر و زندگیش هدفمندتر میشود. عادت میکند که با دیگران خوشرو و خوش برخورد باشد، انگیزه بیشتری برای ادامه تحصیل پیدا میکند، و... بنابراین فعالیت اجتماعی راهی است به سوی تکامل انسان و گامی در جهت ساختن جامعه ای سالم، پویا و پر از مهر و مدنیت که آرمان هر "انسان آینده نگر" است. در این زمینه صدها صفحه حرف برای گفتن و نوشتن دارم. ان شاء الله تا فرصتی بعد!
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|